نقد رمان روی ماه خداوند را ببوس  

مصطفی مستور نویسنده، داستان نویس معاصر در سال ۱۳۴۳ در اهواز متولد شد. وی فارغ‌التحصیل رشته مهندسی عمران و فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی می‌باشد.
در ۲۵ سالگی اولین اثر ادبی خود را به نام «دو چشم خانه خیس» در سال ۱۳۶۹ را به عرصه ادبیات ارائه نمود. از وی کتاب‌های «عشق روی پیاده‌رو»، «من دانای کل هستم»، «من گنجشک نیستم»، «استخوان خوک و دست‌های جذامی»، «چند روایت معتبر»، «تهران در بعد از ظهر»، «حکایت عشقی بی‌قاف، بی‌شین،

ادامه مطلب  

#ول کُنِش اتصالی کرده :/  

حسی بهش ندارم و هی پیام میده و یه لینک گروه میفرسته که بیا :/ یا دلم برات تنگ شده و یه عکس از خودت بده ، یا هزار جور دلیل دیگه ؛ چندین بارم بی هوا اددم کرد توی گروه های مسخره و مزخرفش که لفت دادم و در جا قسمت ادد کردن رو بستم . بدم نمیاد ازش . فقط ترجیح میدم توی گذشتم بمونه . آدمایی که عذابم میدن و آرامشم رو ازم میگیرن رو نمیخوام توی آیندم داشته باشم . ولی متاسفانه سوزنش گیر کرده روم ‌. -_- 

ادامه مطلب  

داستان شرکت  

قسمت سوم 
 
هیچ وقت تو کشوری که معیار حقوق براشون کف هرچیزیه و منوطش میکنن به نتیجه خودتون رو به صورت صد در صد نشون ندید چون توقعشون میره رو 120 درصد کاملاً ریلکس و بدون عذاب وجدان با 75 درصد توان و استعدادتون کار کنید مگر جایی که حقوق بر اساس انرژی و زمان مصرفی بهتون تعلق بگیره که والا من تو ایران ندیدم اگر دیدید سلام برسونید
 
پ.ن: بلاگفاییا نیستن انگار اصلنی 

ادامه مطلب  

داستان شرکت  

داستانهای شرکت قسمت اول
+ اسمت چیه؟
- راشل
+ وات؟
-راشل
+متولد چندی؟
_ 67
 
( انصافن دهه شصت همه اسما حول و حوش کبری و صغری و نهایتن فاطمه و مریم و زهرا میگشتعاخه راشل؟)
 
پ.ن: وی در اقدامی کنجکاوانه از زیر زبان دوستان کشید که اسمش راحله می‌باشد
دیدید گفتم؟

ادامه مطلب  

داستان شرکت  

قسمت چهارم
 
سنش کمه، موهای سفیدشم اونقدری نیست بگم 25 بیشتر داشته باشه، ردیف اول اتوبوسی که هروز باهاش میام سرکار میشینه و با واکمن عهد بوقش آهنگای خشدار دهه 40 و 50 گوش میده، در جواب اون یکی مرد عصبی که هر روز میگه خفش کنه دست تکون میده و لبخند میزنه...
من نگران واکمن و باتری و عمر رو به تمومش
شاید اگه یه روز نخونه دیونه بشه 
یادم رفت بگم اون دیونه نیس ماها دیوونه ایم که هروز صب بهونه نداریم واسه لبخند و دست تکون دادن
 
پ.ن نامربوط: خانمی که تو جلس

ادامه مطلب  

یک ملاقات غیرمنتظره!  

گامچئون، یک محله قدیمی از شهر بوسان و از جاذبه‌های آن به شمار می‌رود. یک محله خوش بر و رو که احتمالا دیدنش برای کودکان بسیار هیجان‌انگیز است. نکته جالب توجه، شعاری است که برای معرفیش به کار می‌برند: گامچئون، سنتورینی کره! خالق این شعار یا هرگز پایش به سنتورینی نرسیده یا به طرز مهیبی شوخ طبع بوده است!
 
نمای نزدیک

ورودی محله


 
تراس یک خانه
بدون شرح
 
نمی‌دانم گذر شازده کوچولو چه زمانی به کره جنوبی افتاد اما، همراه با روباه در یک گوشه دنج، ر

ادامه مطلب  

آنتونی گائودی: معمار طبیعت  

 
 
مشکل بتوان هویت شهر بارسلون را مستقل از معمار مشهور کاتالونیایی‌اش در نظر گرفت. هویت بارسلون چنان با نام آنتونی گائودی درهم تنیده که کافیست تنها در چند خیابان شهر قدم بزنید تا سمبل کارهای وی را در تزئینات خانه‌ها و خیابان‌هایش بیابید. با اینکه 166 سال از تولد این معمار مشهور می‌گذرد، وقتی به آثار خلق شده او نگاه کنید، بلافاصله متوجه می‌شوید با طراحی روبرو هستید که ایده‌های خلاقانه‌اش در قرن گذشته، از انتظارات عصر حاضر هم فراتر می‌ر

ادامه مطلب  

‌صنایع‌دستی: رد پای فرهنگ در گذر زمان  

 
شهر الصویره - مراکش
 
ایران‌‌زمین با پیشینه چندین هزار ساله خود یکی از مهم‌ترین خاستگاه‌های تمدن بشری است. یافته‌های باستان‌شناسی که قدمت برخی تا 8 هزار سال پیش از میلاد می‌رسد، به روشنی نشان می‌دهد که ایران از دیرباز مهد فرهنگ و هنر بوده است که بیشترین نمود آن را می‌توان در صنایع‌دستی جستجو کرد. ایران در حال حاضر دارای 14 رشته اصلی صنایع‌دستی و بیش از 300 نوع محصول است و همین نکته به تنهایی ریشه‌دار بودن و گستردگی این هنر-صنعت را در ای

ادامه مطلب  

نشست جمع‌خوانی و مسابقه نقاشی در کتابخانه شهید بهشتی آشخانه برگزار شد  

همزمان با سالروز شهادت امام محمد باقر(ع)؛
نشست جمع‌خوانی و مسابقه نقاشی در کتابخانه شهید بهشتی آشخانه برگزار شد


همزمان با سالروز شهادت امام محمد باقر(ع)، کتاب «امام باقر(ع)» از سری کتابهای زندگی چهارده معصوم در کتابخانه شهید بهشتی آشخانه جمع‌خوانی شد.
 
 به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانه‌های عمومی خراسان شمالی، زکیه آذرمهر، کتابدار کتابخانه شهید بهشتی گفت: نشست قصه گویی و معرفی کتاب به همراه مسابقه نقاشی با حضور  اعضای کودک در این

ادامه مطلب  

کرانک ای سی (قسمت چهارم)  

جایی در نیجریه
 
ساعت قدیمی و قابل احتراممرد جنگی نیست ولیاز سر تا پا سلاح داردو این مسلح بودن جبر زمانه استتغییری در اندیشه شکارچی نخواهد بودچرا که اینک اخر زمان استمحصول قدمها و اسلحه ها و تیک تاک ساعت جنگیمدارا با اطراف شامل حال او نیستبا دقت به دقترد پاها را جستجو مکندجنگل بی انتهااز سمت دیگرنیروهای ژنرال کیل بابامقصد اصلیپایان انسانیتمبدا اصلیجرم و جنایتعجیب است که هر دو از یک نژاد و یک کلامولی حالاخصومت و کینهاین خصومت شاید به خاطر

ادامه مطلب  

چوون آچیم دِ ها مین گوگ، چوون آچیم سُئول (سفرنامه کره جنوبی - قسمت دوم)  

 
 سئول - قصر گیونگ بوک گونگ
 
صبح زود به فرودگاه بین‌المللی اینچئون وارد شدیم. اینچئون، شهری است در شمال غربی کره جنوبی که از سئول 50 کیلومتر فاصله دارد. این شهر تا سال 1833 که تبدیل به بندر بین‌المللی گردید، 4500 نفر جمعیت داشت اما حالا با سه میلیون نفر جمعیت، بعد از سئول و بوسان، سومین شهر پرجمعیت کره محسوب می‌گردد. یکی از زیباترین و بزرگ‌ترین و پرترافیک‌ترین فرودگاه‌های جهان پذیرای ما شد. بعد از گرفتن نقشه شهر، مترو و تهیه کارت T-money به سمت ا

ادامه مطلب  

مترو یا جی‌هاچول؟ مسئله این است! (سفرنامه کره جنوبی - قسمت پنجم)  

 در سئول یا 7 شهر دیگر کره که دارای خطوط مترو هستند، کمتر پیش می‌آید واژه بین‌‌المللی ساب‌وی یا مترو بتواند منظور شما را به مردم برساند و جوابی در پی داشته باشد. در واقع کلمه ساب‌وی در کره، احتمالا تنها یک فست‌فود مشهور بین‌‌المللی را به ذهن متبادر می‌کند. این مسئله نه تنها از آنجا ناشی می‌شود که مردم این کشور خیلی به زبان انگلیسی تسلط ندارند بلکه به این دلیل است که برخلاف ما در زبان خود واژه‌ای دارند که به جای واژه مترو از آن استفاده م

ادامه مطلب  

کرانک ای سی (قسمت ششم)  

جایی درکیپ تاون
 موارد گفته شده فراموش نشهدرخواست یه سفر به امریکا رو دارینولی با نرخ پاییناصلا چرا امریکاهمین افریقا که جاهای دیدنی زیادی دارهفکر اصلیتایید شدخانواده مهاجر می خواهند شرایط زندگی در افریقا رو بررسی کنندسروران و دوستانبه قلب افریقا خوش امدیدتعادل با عدالتو عددالت در حقیقتجاده های خاکی را پشت سر گذاشتنولی صبر کنیدشیرها وسط خیابان جه می کننداز وقتی که این جاده اینجا در قلمرواهان گرفتمتایلی با صلح بشر ندارنداستفاده بهینه

ادامه مطلب  

کرانک ای سی (قسمت سوم)  

جایی در اورشلیم پرنده سیمرغ شبها بر اورشلیم پرواز میکندیک سوالفرق بینپرنده سیمرغ و دیگر پرنده ها؟سوالی اسانبزرگ تر بودنو ترسناک تر بودنچطور شد یاد سیمرغ افتادینحساسیتجایی در زمین و اسمانبال گشود و در بالای دیوار مقدسلانه ای ساختبهترین و جوجه های کوچک کهکه؟بله که جوجه ها تا بزرگ نشده اند جایی دور نرونداینجا مطب پزشک حیواناتتخصص من به راستی می گویداین اژدها یا هرچه هستراه را گم کردهمن نمونه ای مثل این را ندیده بودمبهترین و بالا ترین راهب

ادامه مطلب  

کرانک ای سی (قسمت پنجم)  

جایی در قاهره
منصب رئیس جمهور بالا تر از این صحبتهاستسالار منهان؟مگه کسی جرات انتقاد از تو را داردنه!ولی یه حس خوب درون اهرام مصر بودمومیایی هاگفتند که برای همیشه سالاریخوب این که دیگه مشخصهسرسختی و هنر و سیاستمن میکس بشریت هستم نیستمقربان جانم به فدایتتلویزون 90 اینچ سونی دلیل اصلیهخوب میگه از منشبکه اورجینالهو با اخرین تکنولوژی همراههدقت کنید به زیرنویس عربیتیم شنای دخترانبیخیالشبکه دیگهای روحم به فدایتبیخیالسرسختی و لیاقت در شان رئ

ادامه مطلب  

کرانک ای سی (قسمت دوم)  

جایی در اوزاکاپنجره ها و درهاسوز سردرهرویی یخ زدهاسمان سردهوا کمی سردترمیدونی جناب نخست وزیرچی رو امپراطوروصل مردم و مناهانکمی سخت شدهپس اولمپیک بهترین راههما راههای بهتری هم برای اوج صمیمیتبله از جادوی تو زیاد شنیدمجادویی در کار نیست فدایت شومامپراطورهوا سرداوزاکا پر از گلهای یخیدست به دامن همین حیاط باغچهاینطور بهتر نیست نخست وزیرهر چه که عالیقدر درخواست کنندو مردممنشا روشناییجشن اژدها در اوزاکا سردهمپراطور بیشتر نگاه میکندپس ان

ادامه مطلب  

کرانک ای سی (قسمت هشتم)  

دخترکی تنها اینجاواقعا چه سال ایستمحدوده سوا و پاسخ اغاز شدهمجری محترم سی ان اندر روستای مابله گرفتمدر روستای ما میگویند دل خوش اگر نباشدادمی گریه هم نمیکندبه فرض گریه هم گرفت ولی اثبات احساساثبات احساسات واقعیت داردمن یک دختر تنها هستماهمجری و تیم همراه رفتندبه خدا این سرزمین صلحی داشت و ثباتی داشتسال 3018در کل همه چیز ارام بودمردمان ثبات داشندمردمان یکدیگر را دویت داشتندنوبت به تست نخواهد رسیداین شهر تست خود را پس داده بوددر مقام یک دخ

ادامه مطلب  

سئول بدون میونگ دونگ، سئول با میونگ دونگ! (سفرنامه کره جنوبی قسمت سوم)  

 
 
نزدیک غروب بود که گردش در شهر را آغاز کردیم. در کره، مردم بیشتر وعده‌های غذایی را بیرون از خانه صرف می‌کنند؛ شام را هم بیشتر مواقع بعد از پایان کار روزمره و زمانی که هوا هنوز روشن است، می‌‌خورند؛ بنابراین طبیعی است در محله‌های مسکونی نزدیک غروب رفت و آمد چندانی در کار نباشد. در فرودگاه فراموش کرده بودیم سیم‌کارت مخصوص گردشگران را تهیه کنیم. از پذیرش هتل پرسیدم برای خرید سیم‌کارت کجا برویم؛ پاسخ داد باید به یکی از دو محله توریستی شلوغ

ادامه مطلب  

کرانک ای سی (قسمت دهم)  

بهترین هدیه بر روی زمینصلح و محبت اریلیلی و مجنون جهانگیر شدندرئیس جمهور خود دل شکستهمرد که بخشش و خوبی را در بلگراد تقسیم میکندبرگرد برگرد پشیم.م میشی اخرجنگ تمام خدا رو شکرریاست جمهوری مردمیما شاللهتنظیمات جامعه در بهترین بازدهیثروت چیست و کیستکار مفیدی پیدا کنکاری که جامعه نیازمن محل خوبان را خوب میدانمتدریس هنر تمام شدبله جناب رئیس جمهورسخاوت ما دلیل مردمان استچشمها بدون عینکو توصیف یک دختر مسلماناینجا پیوند خواسته ها و پیوستهاست

ادامه مطلب  

کرانک ای سی (قسمت یازدهم)  

اتومبیلهای وزین و سبکگاهی با دیزان امریکایی برابریک خرید سادهاینجا مسکو استسبک زندگی مردمو بهتر از این نمیشه تصور کردبازار روز تعطیلبله یکشنبهناوس کلیسا به صدا در می ایدیک خرس و سوارکار خرسمردی دوست داشتنیخانه مرغها را باید شمرداینجا اول صبح هم ژامبون میخورندماهی تازه را در سیخ فر بریانی میکنندشمعهای روشن بر مزار شهداسبقت از سمت چپ هرگزندرستی و سلامتی برای همیشهناقوس کلیسا زنگ زدهچقدر خوب بودکه رنگ روغن به ان میزدندبسیار خوبتیم حرفه

ادامه مطلب  

کرانک ای سی (قسمت نهم)  

عبرت را اموختیبله فک میکنمدر ماورا چه توصیفی داریماورابله و اعتبار منمراقبت از این اعتباروایسا بینمیعنی هفتاد سالهاره لعنتی هفتاد سالهدر گوشه شهر برلینکنار این دیوار میخوابمو بیدار میشوماندرهبله جانمداری میگیدقیقایه سری ساتنلی کوبریک هم واسه فیلم برداریخوب پسدیواری دیگر نیستستونی دیگر نیستبا تاریخ بگو چه معامله ای داریمن تجربه در زندگیزندگی و درماندگینفس من  بود این دیوارشرط مادل بود این دیوارحالا تا اخر عمرت...دقیقا تا اخر عمرمحدس

ادامه مطلب  

کرانک ای سی (قسمت هفتم)  

تعریف و صحبت تا کجابه ظاهر اولین کنسرت الویس در اینجا بودهتقاضا و تمنا جایی ندارد که الویسالویس پریسلی یک اسطوره بودالان گروه برادران جوان همه کاره اندخوب پساینجوریبه شهر بارسلون خوش امدیداینجا تجدید حیات را به چشمان خود دیده ایمو سرسختی مجری تلویزیون بارسلونهمانطور که مشاهده کردیدالویس اینجا کنسرتی داشتهما از دوستان الویس بودیممرد ایده الی بودسخاوت الویس مثال زدنی بوددر سرسختی و هنروایسا ببینمالویس در ایالت کاتالان چه میکردسوال و ج

ادامه مطلب  

روحیه نشاط و شادابی با بازی های بومی محلی  

زاهدان - ایرنا - بازی های محلی در مناطق مختلف کشور بخش جدانشدنی فرهنگ بومی مردمان ایران زمین است که احیا و ترویج این نوع بازی ها به ویژه میان نسل جوان نه تنها از فراموشی این میراث گران بها جلوگیری می کند بلکه سبب ایجاد نشاط و شادابی جامعه می شود.

به گزارش ایرنا، استان سیستان و بلوچستان با قدمتی هزار ساله و فرهنگ کهن مردمانش همواره ترویج گر بسیاری از روش ها و آداب کهن بومی محلی بوده است، آدابی که توجه به آن راه گشای بسیاری از مشکلات امروزی است.

ادامه مطلب  

علایم نگارشی  

 کاربرد علائم و نشانه ها در نگارش: نقطه  (. ) 1ـ پس از پایان جملهٔ کامل: سعدی شاعر بزرگی است.
2ـ در صورتی که واژه‌ای به جای جمله کامل به کار رود، پس از آن نقطه گذاشته می‌شود:
بله.
نه.
کتاب. ( مثلاً در پاسخ « چه خواندی؟»)
3ـ پس از هر حرفی که به صورت نشانه‌های اختصاری به کار رفته باشد:
م. ت . ج ( = محمدتقی جعفری)
هـ . ق.
P.T.T
در جاهایی که نباید از نقطه استفاده کرد:
1ـ پس از عنوان کتاب یا مقابله؛ حتی اگر عنوان، جمله کامل باشد:
درست : کتابی که دنیا را دگرگ

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1