چقدر دلم گریه میخواد ...  

تو اوج کلاس درس یادت میاد به پارسال
چی شد ؟؟ ما که خوب بودیم ؟؟ ما که کنار هم خوشبخت بودیم ؟؟
پس چی شد ؟؟؟ چرا ؟؟؟آره تقصیر من بود و بهانه گیری هام ولی سانازم اخلاقش مثه منه پس چرا مهدی دورش ننداخت
پس من لابد خیلی اشغال بودم فراموش کردنش مثله آب خوردنه اما من نمیخوام
نمیخوام اون همه حس خوب و آرامش بخش و آینده قشنگ رو فراموش کنم من نمیخوام با تو بودن رو بزارم کنار
چقدر قشنگه اسم یه پسر ورد زبونت باشه  من نمیخوام اسمت رو بزارم کنار
اما انگار مجب

ادامه مطلب  

انتقام سخت  

سیلی سخت به ریاض انتقام خون شهدای اهواز
به دنبال حمله تروریستی به رژه نیروهای مسلح در اهواز سخنگوی یکی از گروهک‌های تروریستی و تجزیه‌طلب به نام «الاحوازیه» در گفت‌وگویی مسئولیت این حمله را به عهده گرفت.
 
بیانیه سپاه درباره حادثه تروریستی اهواز
انتقام مهلک و فراموش ناشدنی از تروریست‌ها در آینده نزدیک/ تعقیب جنایتکاران در منطقه و فراتر از آن

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بیانیه ای به ملت ایران اطمینان داد که در آینده نزدیک تروریست ها

ادامه مطلب  

رد پایی در مه ..  

سپس، من باران را کنار زدم،تا تو را از پس آسمان رنجور پیدا کنم .. زمستان بود و یک ریز باران می بارید ..و هوا، مشق سرما می نوشت .. من صورتم را،نیم آغشته به ماهِ فرتوت،و نیمی دیگر آغشته به شبِ کهنه،به تو نشان می دادم،تا روشن و تاریک، رازی باشد پنهان و پیدا در دوردست چشمان تو ..که ایستاده بر فراسوی هبوط،"خود" را به کهکشانی در پشت سرِ ما می کشاندند ..نمی دانم این "خود"، تو بود یا بازمانده ای از آنچه که نامش را "من" نهاده بودم ..هرچه بود،ترسیم عبور بود از آن

ادامه مطلب  

فراموشی عمیق  

چهره ای مات ،صدایی مبهم ،نامی هرچند آشنا و این منی که با هر باران به یاد می آورد روزهای حماقتش را! روزهایی را که مسیرش را به کوچه سنگی کج میکرد، به در کوچک زرد رنگ پلاکی که شماره اش را فراموش کرده ام خیره میشد و از پراید نقره ای رنگی که احتمال میداد سوارش شده باشد عکس میگرفت. این همان من بود که روزها بالشتی که (او) به آن تکیه داده بود را در آغوش میگرفت و همان کنجی که در آن نشسته بود شده بود پاتوقش!
همان منی که یک سررسید شعر نوشت و اناری را که (او)چید

ادامه مطلب  

فراموشی عمیق  

چهره ای مات ،صدایی مبهم ،نامی هرچند آشنا و این منی که با هر باران به یاد می آورد روزهای حماقتش را! روزهایی را که مسیرش را به کوچه سنگی کج میکرد، به در کوچک زرد رنگ پلاکی که شماره اش را فراموش کرده ام خیره میشد و از پراید نقره ای رنگی که احتمال میداد سوارش شده باشد عکس میگرفت. این همان من بود که روزها بالشتی که (او) به آن تکیه داده بود را در آغوش میگرفت و همان کنجی که در آن نشسته بود شده بود پاتوقش!
همان منی که یک سررسید شعر نوشت و اناری را که (او)چید

ادامه مطلب  

قاطی پاتی  

_لیست کتابهایی که باید بخرمشون روی میز تحریرم داره جون میده و این منم و جیب های خالی :)) 
رار بود مغز های کوچک زنگ زده رو سه نفری ببینیم.که ف تصمیم گرفت عروس بشه و برناممون بهم ریخت.هر روز از کنار هویزه رد میشم و به مغز های کوچک زنگ زده ای فکر میکنم که بخاطر عروسی ف دیده نشد.
_که حضورت برام منبع آرامشه.حتی اگر بدونم حضورم منبع آرامشت نیست!
_میگه میخوام معلم خوبی بشم.دارم علاقه هام رو پیدا میکنم.دارم حالمو خوب میکنم.دارم فراموش میکنم که رتبه ی آخر

ادامه مطلب  

...  

ساعت ۱۱ نوبتم میشه برم پیش این زنه کارشناس ارشد روانشناسی بالینی
گرچه حس میکنم گوزم تو این جلسات نیس
من همیشه تاناامیدم
همیشه بدترین حالتارو درنظر میگیرم و این خیلی بدع
برا سرکار رفتنم استرس دارم حس میکنم همه چیو فراموش کردم چیزی از پرستاری و پروسیجراش تو ذهنم نیس
خیلی ناراحتم

ادامه مطلب  

آدما فراموش نمی کنن... فقط دیگه دربارش صحبت نمی کنن...  

 
یادش رفته بود ولی من یادم بود موقعی که هنوز با شوهرش دوست نشده بود، برام تعریف کرد که پسر فامیلو دوست داره. انقدر کوچک بود که با ذوق تعریف می کرد که همین چند سال پیشا یه جا خواب بوده، اونم جای دیگه. پسره رو آوردن کنار این خوابوندن. چه ذوقی می کرد جوجه... الآن شش ساله ازدواج کرده (26 سالشه) نشسته روبروی من درباره اون پسره صحبت می کنه به چه عشقی! فازش چیه خداوکیلی نمی فهمم. زن پسره هم فامیلمونه. می پرسید جهازش چه شکلی بود... جزئیات می پرسید... کابینتاش

ادامه مطلب  

از قواعد نظم  

اگه نظم ده تا قاعده داشته باشه یکی از مهمترین قاعده هاش اینه که هر چیزی که عمر بهینه ش تموم شد باید فورا امحاء بشه یعنی دور ریخته بشه .
در همسایگی ما شخصی زندگی می کرد که در نگه داشتن وسایل و ادوات از رده خارج وسواس عجیبی داشت تمام حیاط خونه شو پر کرده بود از اثاثیه قراضه دلش نمی اومد چیزی رو دور بریزه. ضرب المثل عجیبی داشت که شعارش شده بود هرچه که خوار(خار) آید روزی به کار آید . تا اینکه به تازگی فوت کرد هیچ کدوم از چیزهایی که جمع کرده به دردش نخو

ادامه مطلب  

33: برایِ همه‌یِ لحظه‌هایی که همیشه و بی‌نهایت بودیم.  

نمی‌دونم از چی می‌خوام بنویسم ولی خواستم بنویسم که بدونی حتی اگه هیچ‌کدوم از این ”عزیزدلم”عا و ”قربونت برم”عا واقعی نباشن و این واقعا احساسی نباشه که ده سال دیگه هم قراره به همین شدت حسش کنیم، بازم من می‌خوام تویِ این حسِ کوفتی شناور باشم. می‌خوام همین الآن حسش کنم قبل از اینکه دوباره دیر شه. می‌خوام کنارم باشی وقتی قراره از همه‌ی اینا رد شم. کنار تو باشم. برای همیشه‌ای که الآن جریان دارم. برای این حسِ بی‌نهایت بودن. حسِ همیشه بودن. ای

ادامه مطلب  

یکی یه دونه  

هر کی دیده منو میدونه چقدر عاشقتم دیوونه حتی یه غریبه میتونه عشقو از تو چشام بخونهعشقی که تو دلم میزنه حسی که همیشه با منهقلبه من داره داد میزنه میگه وقته عاشق شدنه
یکی یه دونه ی قلبه عاشقمی با دلم چيکار میکنی توعاشقت شدم چی تو چشماته که دلو بیقرار میکنی تو
یکی یه دونه قلب عاشقمی با دلم چيکار میکنی توعاشقت شدم چی تو چشماته که دلو بیقرار میکنی تو , دلو بیقرار میکنی تو
 
 
پیشنهاد می‌کنم گوش کنید کهلی‌ خوشگله!
متنش......از ته دل منه

ادامه مطلب  

دوره دوم آغاز شد.  

پس از پایان انتخابات هیات مدیره و تجلی اعتماد دوباره اعضا به اینجانب برآن شدم که خود را ملزم نمایم به ثبت اقداماتم در این وبلاگ. تا هم خودم فراموش نکنم که چه مسیری را دنبال کردم هم امکانی باشد برای اطلاع رسانی به مخاطبان صنفی و غیر صنفی در خصوص خط مشی و عملکرد اینجانب به عنوان نماینده ایشان به عنوان عضو هیات مدیره.

ادامه مطلب  

 

هیچ میدونید دقیقا 40روز بعد از مرگ آقا صیاد ، مادر پیرش هم دق کرد و مرد!
تنها مراقب و پرستار مادرش بود و پیرزن نتونست با غم مرگ پسرش کنار بیاد و اونم گذاشت و رفت!
این دنیا خیلی عجیب و غریبه....
آبان ماه تولد منه و من دقیقا 29 ساله میشم!
من موقع تولدم که میرسه اصلا خوشحال نیستم تازه غم ، دلم و میگیره!
دوستان گلم ازدواج چیز خیلی مهمیه! بیشتر دقت کنید مثلا اینکه یه دختر تا 30 سالگی
ازدواج نکرده باشه ، بهتر از اینه که ازدواج کرده باشه و طلاق گرفته باشه....
ر

ادامه مطلب  

 

واقعا کاری به این ندارم تو‌گوششون میکنی یا نه که البته اینقدر میشناسمت که گوش هم میکنی ...
میدونم میخونی حرفامو ، میخوام بدونی همین که میدونم هستی همین که حس می‌کنم الان دقیقا آنلاینی ، همین میشه دلخوشی من ... تو‌واقعا از این آدم که اینا دلخوشیشن ، حالش خوب و بد میشه با بودن و‌نبودن حتی‌ مجازی تو انتظار چی داری ؟؟؟؟
هنوز باور نمیکنی باهام حرف بزنی میشه خوشحالی بیش از حد ممکن ؟؟ میشه اوج‌لذت واسم ؟؟؟ هنوز فکر میکنی این رفتار درسته که من فرام

ادامه مطلب  

گزینش جملات قصار  

 اگر امیدی باشد،می بایست به طبقه ی کارگر باشد،زیرا تنها در آنجا،در میان توده های وسیعِ فراموش شده،که ۸۵درصد جمعیت اوشینیا را تشکیل می دادند ممکن بود نیروی لازم برای در هم کوفتن قدرت حزب به وجود آیدـ اگر آن ها فقط به نحوی به قدرت خود پی میبردند احتیاجی به توطئه نداشتند و تنها کافی بود که از جای خود برخیزند و مثل اسبی که مگس ها را از خود دور میکند،تکانی به خود بدهند و به حرکت بیوفتند. اگر کارگران تصمیم می گرفتند می توانستند فردا صبح حزب را متلا

ادامه مطلب  

آه اي غروب بي پايان...  

بسم الرحمن
شاید من اینجا تولید محتوا نكنم اما خیلی راحت و بی پرده حرفم رو می نویسم حتا اگر كسی نخونه
مدلم رو هركاری می كنم درست نمی شه جواب نمیده 
و واقعا احساس میكنم خدا اون دنیا یه چیز خفنی به ما میده به خاطر زندگی كردن تو خاورمیانه و دم نزدن 
عاخه این چه داده های مزخرفیه كه نمیشه ازشون هیچ نتیجه ی منطقی ای گرفت؟؟؟؟
خدایا كمكمون كن 
یعنی یه روز خوب میاد؟
واقعا مدت هاست فهمیدم خریدن هیچ كالای لوكس و گرانی حالم رو خوب نمی كنه حتی معذبم هم می كن

ادامه مطلب  

آموزش تغییر آیکون یک فایل با پسوند .exe  

بسم الله الرحمن الرحیم
من اولین نوشته خودم را با نام خدا آغاز می کنم.
ابتدا روی فایل مورد نظرمون راست کلیک می کنیم و creat shortcut رو می زنیم.
روی شورت کارت راست کلیک می کنیم و آخرین گزینه یعنی properties را میزنی و در تب شورت کات چنج آیکون را میزنیم و آیکون مورد نظر خود را انتخاب می کنیم و اوکی را می زنیم .
امیدوارم از این مطلب خوشتون آمده و به دردتون بخوره.
نظر فراموش نشه.
 

ادامه مطلب  

عشق پاک ماکانی  

پارت16
هانیه=
چنددقیقه ای چشمامو بستم یه نیم ساعتی گذشت
مطمعا شدم رویا خوابش برده بلند شدم رفتم سمت
چمدون لباسام یه ست لباس ورزش ادر اوردم پوشیدم
یه جوری دلم گرفته بود یه کلاه هم سرم کردم موهام رو
به زور زیر کلاهم جمع و جور کردم از اتاق زدم بیرون
(عکس لباس ادامه مطلب)
کلاهم رو تقریبا کشیدم روی صورتم که کسی نشناستم
و بهم گیر ندن سریع از هتل زدم بیرون چندباری نگهبانا
صدام زدن گوش ندادم فقط میخواستم بدوم دویدن ارومم
میکرد با خودم کلنجار میرفتم نم

ادامه مطلب  

یک مکان آرام  

فیلم یک مکان آرام زندگی در دنیای هیولاهایی است که تنها حساس به صدا می باشند هیولاهای کوری که گشنه اند و هیچ حسی جز حس شنوایی ندارند و عاشق گوشت انسان هستند.
اینجا برای اینکه زنده بمانی باید مهر سکوت برلب بزنی کوچکترین صدایی مرگی وحشتناک برایت رقم می زند . مشکل از آنجا شروع می شود که انسان برای زندگی نیاز به صدا و ارتباط دارد.
در این فیلم زیبا تازه به اهمیت زبان و صدا پی می بریم همان چیزی که آنقدر به آن عادت کرده ایم فراموش می کنیم که چقدر برای ز

ادامه مطلب  

رنگ کپسول ها  

در استاندارد رنگ کپسول‌ها باید به سه نکته اذعان کرد: ۱- این استانداردها از هر کشور به کشور دیگر فرق می‌کند. حتی در استرالیا که تابع سنتی انگلستان است، تفاوت وجود دارد. ۲- این استانداردها تابع زمان هستند. قبلاً کل کپسول‌ها را رنگ می‌کردند، جدیداً همه کپسول‌ها سرخ هستند تا تمایز محیطی ایجاد شود و از یک نوار رنگی یا قطعه پلاستیکی رنگی استفاده می‌شود. ۳- در بسیاری از جاها مانند کشور ما، با توضیحات نوشتاری یا تصویری روی کپسول‌ها مشخص می‌شوند.

ادامه مطلب  

هر چند که غایبی فراموش نه‌ای ـ ..... سعدی  

 
 
 
خاطره‌ای در درونم است
چون سنگی سپید درون چاهی سر ستیز با آن ندارم، توانش را نیزبرایم شادی است و اندوه.
 
در چشمانم خیره شود اگر کسی آن را خواهد دید.غمگین‌تر از آنی خواهد شد که داستانی اندوه‌زا شنیده است.
می‌دانم خدایان انسان را بدل به شیئ می‌کنند، بی‌آنکه روح را از او بگیرند.تو نیز بدل به سنگی شده‌ای در درون من تا اندوه را جاودانه سازی!
 
انا آخماتووا
 
 
 
 

ادامه مطلب  

۶۸۸  

همین دیشب داشتم به این فکر میکردم که نه من حالم از فرزاد بهم میخوره ب تخمم که رل زده و کلا ادم بیشعوریه برام مهم نیس بش فک نمیکنم کلا نمیخوامش دیگه و این حرفا 
بعد امروز رفتم تو حیاط پیش غرفه خودمون وایسادم بعد اقا اون طرف دمه غرفه یکی دیگه وایساده بود داشت شربت میخورد و میخندید باز تا من اومدم نگا کردو خندید و رفت دوید هاااا دوید!!!و دیگه اصلا تو حیاطم وایسنتاد ...خو چته من چيکار به تو دارم ..اخه چيکارت دارم ...نکنه فک کرده من خوشم میاد ازش بابا خو

ادامه مطلب  

چرا امام زمان عج ظهور نمی کند  

گر شیعیان مارا می خواستند دعا می کردند و فرج می رسید 
شما وظیفه دارید از کانال حضرت ابا عبدالله الحسین مرا به تمام دنیا معرفی کنید
چرا به شیعیان نمی گویید من هم مثل جد بزرگوارم حضرت سیدالشهدا تنها هستم .اقا امام حسین در صحرای کربلا تنها ماند من هم در صحراها تنهاا هستم...
هر بیست و چهارساعت ندای هل من ناصرینصرنی را سر میدهم و کسی به ندای من توجهی نمی کند
چرا به مردم نمی گویی من مظلوم هستم مردم مرا فراموش کرده و از یاد برده اند برو بگو امام زمانم

ادامه مطلب  

 

بچه که هستیماز شب میترسیم به خاطر تاریکی، به خاطر تنهایی… بزرگ که می شویم باز هم از شب میترسیماما نه به خاطر تاریکی، یا تنهایی!از خاطراتی می ترسیم که تا چشمانمان را می بندیم بر سرمان آوار می شوند به گلویمان می چسبند و راه نفسمان را بند می آورند …از فکر و خیال آدمهایی که روزهای زیادی دوستشان داشتیم
و حالا هر شب یادشان جانمان را می گیرد از رفتن های کشنده میترسیم …از فراموش نکردن های مرگ آور!!

ادامه مطلب  

تبریک سال تحصیلی 97-98  

یادم باشد.....درب کلاس را به روی دغدغه هایم محکم ببندم و "عشق "را به دفتر کلاسم سنجاق کنم ...‌یادم باشد.. "شادی "ها را حضور و غیاب کنم و از غیبت "لبخند " به سادگی نگذرم ...
یادم باشد..... دل های گرسنه و چشم های غمبار بیشتر نیاز  به رسیدگی دارند تا شکم های خالی ...
یادم باشد....اولین درس کلاسم "عشق "باشد و مهرورزی ...نگران کمبود وقت و حجم زیاد کتاب نباشم...
بیشتر بخندم و بخندانم .....عمیق تر به چهره های معصومشان خیره شوم ...گاه چهره ها گویاتر از فریاد هاست ...
و فرا

ادامه مطلب  

27 ایده برای کسب درامد  

به طور مختصر اما جامع, سعی دارم27 راه کسب درامد را برایتان فهرست کنم {اینو هرگز فراموش نکنید که کاری که آسون باشه همه میتونن انجامش بدن}1 اموزش انلاین2 فروش ایده3 ساخت و فروش چندین وبلاگ4تریلنس5 ساخت پاورپوینت های مختلف6 تولید محتوا7طرح سوالات امتحانی8نوشتن خاطرات خیالی9ترجمه10نوشتن داستان11اشپزی12 درست کردن موزیک13جمع اوری و خلاصه کردن مطالب14ساخت صایع مختلف15عکاسی16کسب درامد از سایت ها17فروش کامنت18نوشتن مقاله19انجام تبلیغات20خرید فروش وبلاگ,کان

ادامه مطلب  

رمان او را - قسمت هفتاد و ششم  

#او_را ... (۷۶)

گوشی رو از کیفم برداشتم و افتادم رو تخت
هنوز سایلنت بود و پنج تا میس کال از "اون" داشتم .
همون موقعی که تو خونش مشغول فضولی بودم زنگ زده بود و نگران شده بود !
با یادآوری خرابکاری هام و اتفاقات و در آخر هم دادی که سرش زدم ،
احساس شرمندگی کردم
لب پایینمو گاز گرفتم !
تازه فهمیدم چيکار کرده بودم !
اون همه دردسر براش درست کردم
آخرم هرچی از دهنم درومد بهش گفتم !
خجالت زده به اسمش نگاه کردم !
"اون" !!
چهرش جلوی چشمم نقش بست !
نمیدونم چرا
با اینکه

ادامه مطلب  

اي مالك  

ای مالكبدان اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم میكنند ولی مهربان باش.اگر شریف و درستكار باشی فریبت میدهند ولی شریف و درستكار باش.نیكی های امروزت را فراموش میكنند ولی نیكوكار باش.بهترینهای خودت را به دیگران ببخش حتی اگر اندك باشد.در انتها خواهی دید آنچه می ماند میان تو و خدای توست، نه میان تو و مردم…
امام علی (ع)

ادامه مطلب  

افزایش طول عمر دوربین مداربسته  

برای افزایش طول عمر دوربین مداربسته و شبکه نکات زیر را رعایت کنید
طول عمر دوربین مداربسته از مسائل مهمی است که به هنگام خرید و نصب این تجهیزات بایستی به آن ها توجه کرد , برای افزایش طول عمر دوربین مداربسته راه های متعددی وجود دارد که با توجه به آن ها می تواند در مدت زمان طولانی تری از دوربین مداربسته و تجهیزات آن استفاده کرد .
سرویس و نگهداری دوربین مداربسته باید به صورت منظم و دوره ای انجام شود تا از کارکرد صحیح سیستم امنیتی، اطمینان حاصل شو

ادامه مطلب  

افزایش طول عمر دوربین مداربسته  

برای افزایش طول عمر دوربین مداربسته و شبکه نکات زیر را رعایت کنید
طول عمر دوربین مداربسته از مسائل مهمی است که به هنگام خرید و نصب این تجهیزات بایستی به آن ها توجه کرد , برای افزایش طول عمر دوربین مداربسته راه های متعددی وجود دارد که با توجه به آن ها می تواند در مدت زمان طولانی تری از دوربین مداربسته و تجهیزات آن استفاده کرد .
سرویس و نگهداری دوربین مداربسته باید به صورت منظم و دوره ای انجام شود تا از کارکرد صحیح سیستم امنیتی، اطمینان حاصل شو

ادامه مطلب  

افزایش طول عمر دوربین مداربسته  

برای افزایش طول عمر دوربین مداربسته و شبکه نکات زیر را رعایت کنید
طول عمر دوربین مداربسته از مسائل مهمی است که به هنگام خرید و نصب این تجهیزات بایستی به آن ها توجه کرد , برای افزایش طول عمر دوربین مداربسته راه های متعددی وجود دارد که با توجه به آن ها می تواند در مدت زمان طولانی تری از دوربین مداربسته و تجهیزات آن استفاده کرد .
سرویس و نگهداری دوربین مداربسته باید به صورت منظم و دوره ای انجام شود تا از کارکرد صحیح سیستم امنیتی، اطمینان حاصل شو

ادامه مطلب  

معادلات جالب  

من به شما 3 رقم و یک نتیجه خواهم داد، شما باید با قرار دادن علامت های صحیح معادله را کامل کنید. برای درک بهتر ابتدا یک مثال را با هم حل میکنیم، باقی معادله ها به عهده ی شماست:
2 2 2 = 6
این رابطه اینجوری درست میشه:
2   + 2   + 2 = 6
ساده بود نه؟ حالا بقیه ی معادله ها را حل کنید.
1 1 1 = 62 2 2 = 63 3 3 = 64 4 4 = 65 5 5 = 66 6 6 = 67 7 7 = 68 8 8 = 69 9 9 = 6
...خب؟ تونستید حل کنید؟چی؟ فقط دومی رو؟! اون که مثال خودم بود...و ششمی رو؟ وای خدای من! خیلی سخت بود نه؟!
6  + 6  - 6 = 6
نابغه!!! بقیه چه طور؟

ادامه مطلب  

حضور در سامر کمپ سوئیس  

سامر کمپ سوئیس
برای اینکه بتوانید از پله های موفقیت در زندگی بالا بروید، بایستی بر روی پله های فرصت گام بگذارید.
شرکت آذین سپهر سامان این فرصت را در اختیار فرزاندان شما گذاشته است
تا پله های موفقیت را به خوبی طی نمایند.
 
کمپ تابستانی سوئیس و یا همان سامر کمپ سوئیس این فرصت استثنایی را
در اختیار فرزندان شما قرار می دهد تا بتوانند
در محیطی عالی و بین المللی با کمک مربیان native به یادگیری زبان بپردازند.
 
در این کمپ زبان های آلمانی، انگلیسی و فرا

ادامه مطلب  

نماز (20)  

در باره لذت نبردن از نماز، چیزهایی که نوشتم برام جزو بدیهیات نبود، جزو شنیدنیات بود...خوب فهمیده بودم و آخرین لبه دوزاری که قرار بود بیوفته، افتاد... اگر کسی مشکلی داره با لذت نبردن از نماز، نمیتونم و نمیخوام توجیه کنم و دلیل بیارم... همانطور که به کسی که نماز نمیخونه ابدا نمیگم، نماز بخون ... هرچند خود خوندن نماز برای آدمی که نمیدونه چيکار کنه، خیلی کمک کننده است.
یه کلمه از دهنم در رفته میگم نماز بخون، کمکت میکنه.
 
میگه نماز بخونم ؟ برای کدوم خ

ادامه مطلب  

هیچوقت فراموش نمی کنم رفتاراشونو  

کلا انگار مردم یک منطقه در انجام بسیاری از رفتارها مشترک هستن. سرِ من تلافی کردن خیلی اجرا شد. اون چند پست پایین تره که گفتم هوامو داشت، اذیت می کرد بعد می گفت یادته گفتی فلان؟ این به اون در.
یکی دیگشون هم بود مادرش یادش می داد تلافی کنه. کلا خانوادگی کینه ای و بیمار بودن.
یکی دیگه هم که از شدت بیماری باید بستری می شد، دیگه هیچ حرفیو قبول نمی کرد! حرفای منِ ساده منِ صادق... یه بار با دوستام بوستان محله ای بودیم خیلی هم شلوغ بود. (دورم سر و صدا) گوشیم

ادامه مطلب  

زخم  

پای درد و دلش که نشستم می گفت پدرش خواسته یا ناخواسته تحقیرش کرده.. نداشته هایش را به رویش آورده.. سراب رویایش را ویران کرده..
می گفت آن روز از هیجان دیدار پدرش روزه گرفته بود تا شاید خدایش در وصل دختر مورد علاقه اش یاری دهد.. اما بعد از آن مجبور شد روزه سکوت بگیرد تا بلکه خدایش در دل بریدن دختر مورد علاقه اش یاری دهد!! و او همه سال های بعد از آن روز را سکوت کرده.. انقدر سکوت کرده که حتی حالا خودش هم باور کرده مقصر همه آن نشدن ها اوست.. زخم هاش چرک کرد

ادامه مطلب  

 

سلام
نمیدونم کسی بازم به این وبلاگ سر میزنه یا نه
یادمه این وبلاگ رو روز 8 بهمن که تولدم بود ساختم......خیلی سال از اون روز گذشته اما خوب لعنت به این ذهن....خیلی چیزا رو فراموش نمیکنه
کاش ذهن آدما دکمه فراموشی داشت....چه خوب میشد...نه؟؟؟؟
سال های ساله که ذهن من درگیر توئه.....به خدا خودمم خسته شدم از اینکه هر شب قصه مون رو مرور کنم....از اینکه هر شب خوابتو ببینم و از اینکه هر صبح وقتی بیدار میشم اشک تو چشام جمع بشه که چرا هنوز زنده ام
فکر کنم خدا مجازات من

ادامه مطلب  

دلم گرفته...  

 
دلم گرفته تر از این نمیشود، چشمهایم خیستر از این نمیشود
تمام غمها و غصه ها در دل من جا گرفته ، میدانستم اشکهایم روزی تمام میشود
تو برای من عشق نمیشوی ، تو برایم آنچه که میخواستم نمیشوی
از همان اول هم نباید به تو دل میبستم ، میدانستم روزی تمام میشوی
تنهاتر از این نمیشوم ، یک عالمه آرزو در دلم انباشته شده ، تا ابد آرزو به دل میمانم
این تنها حسرت است که بر روی آرزوهایم نقش بسته ، نه دیگر عاشق نمیشوم
ستاره زندگی ام خاموش است ، یاد من در خاطرت فرام

ادامه مطلب  

پنج خصلت جالب مداد  

عالمی مشغول نوشتن با مداد بود، کودکی پرسید: چه می‌نویسی؟ عالم لبخندی زد و گفت: مهم تر از نوشته‌هایم، مدادی است که با آن می‌نویسم. می‌خواهم وقتی بزرگ شدی، مثل این مداد بشوی! پسرک تعجب کرد، چون چیز خاصی در مداد ندید. عالم گفت پنج خصلت در این مداد هست، سعی کن آنها را به دست آوری.
اول: می‌توانی کارهای بزرگی کنی، اما فراموش نکن دستی وجود دارد که حرکت تو را هدایت می‌کند و آن دست خداست!
دوم: گاهی باید از مداد تراش استفاده کنی، این باعث رنجش می‌شود

ادامه مطلب  

 

ای ساربان آهسته ران آرام جان گم کرده امآخر شده ماه حسین من میزبان گم کرده ام
در میکده بودم ولی بیرون شدم چون غافلینای وای ازین بی حاصلی عمر جوان گم کرده ام
پایان رسد شام سیه آید حبیب من ز رهاما خدا حالم ببین من مهربان گم کرده ام
ای وای ازین غوغای دل از دلبرم هستم خجلوقت سفر ماندم به گل من کاروان گم کرده ام
نعمت فراوان دادی ام منت به سر بنهادی اماما ببین نامردی ام صاحب زمان گم کرده ام
من عبد کوی عشقم و من شاه را گم کرده امآقا تو را گم کرده ام مولا

ادامه مطلب  

اشتباه دوم  

همیشه مراقب اشتباه دوم باش، اشتباه اول حق توست
                                                                                  " آنتوان چخوف"
پارسال درگیر ماجرایی احساسی شدم و طرف مقابلم با بزرگنمایی مشکلاتش و تمرکز روی رفتاری پسندیده یا نقطه ضعفی مردانه که عوام به طعنه بهش "فردین بازی" میگن، مجابم کرد تا از این وضعیت نجاتش بدم و مبالغی پول به کارت شخصی ثالث واریز کنم و این حالت رو ادامه داد تا جایی که به موضوع ظنین شدم و بهش گفتم و

ادامه مطلب  

با همان پنج وات سیمت را وصل کن ( از خاطرات شهید بابایی )  

عباس را فرستادند امیدیه. سه‌شنبه شد و پنج‌شنبه‌اش عید قربان بود. (همان عید قربانی که عباس به حج نرفت تا در دفاع از تنها انقلاب اسلامی به خدا برسد و همان روز در آسمان شهید شد). عباس داشت با من حرف می‌زد. 45 دقیقه برای من درس اخلاق گفت:ـ مواظب آقای خامنه‌ای باش. این سید اولاد پیغمبر را تنهایش نگذار. هر جا می‌رود، همراهش باش. 707 را خودت بنشان روی سیت  (sit)ببین آقای مطلق، پیامبران و امامان یك كابل داشتند خیلی ضخیم و هر وقت می‌خواستند با خدا رابطه ب

ادامه مطلب  

عشق پاک ماکانی  

پارت17
هانیه=
یهو حس کردم که با سر
رفتم تو شکم یکی یا امام هشتم
این دیگه اینجا چيکار میکنه اگه منو
بشناسه چی خدای من واییی الان
میگه هانیه این وقت شب اینجا
چيکار میکنه؟؟؟
من الان باید چه جوابی
بهش بدم خدا میدونه
اصلا چرا باید بهش جواب
پس بدم
امیر=
بعد چند دقیقه که مطمعا شدم
رهام خوابش برده سریع بلند
شدم یه دست لباس ورزشی
پوشیدم و از در اتاق زدم بیرون
شروع کردم به دویدن باید تکلیف
خودم رو با خودم روشن میکردم
امیر اگه تو واقعا هانیه رو دوست
داری با

ادامه مطلب  

نادم از نوشته هایی بی سرو ته .._  

قبلنا وقتی میخواستم چیزی رو به کسی بگم ، یا هر چی بهترین راه برام نوشتن بود و هیچ میونه ای با حرف زدن نداشتم و نمیتونستم تمرکز کنم . اما الان توی نوشتنام دچار مشکل میشم . هرچی مینویسم اکثرا ثبت موقت میشه و چند روز بعد وقتی خودم میخونمش یه برداشت دیگه میکنم از اون متن یا اصلا انگار یه متن بیگانه اس و خودم ننوشتمش . انقدر که برام نا آشناس . حس میکنم نوشتن بعضی چیزا وقت تلف کردن که نه ولی بدون فایدس . بعضی چیزا باید توی لحظه حس بشن و فراموش بشن و بیخی

ادامه مطلب  

ترسم از آدم هاییه که مثل تاکسی باهات برخورد می کنن!  

816
ترسم از آدم هاییه که مثل تاکسی باهات برخورد می کنند! آدم هایی که بی هوا وارد زندگی میشند، با عجله حرف از دوست داشتن می زنند و برای پیش رفتن شتاب دارن. لعنتی ها می خواهن فرار کنن، می خواهن فراموش کنن؛ و وقتی هم می بینن به اندازه کافی دور شدن، بی مقدمه میگن : ممنون، پیاده میشم!

ادامه مطلب  

عادت....  

« سخت نگیر، عادت می کنی »همه ی آدمایی که این جمله رو بهم می گفتن می دونستن از روزای خوبم دور شدم، می دونستن چشمم رو به روزگار دوختم تا ورق برگرده ،تا همه چیز همونی بشه که من می خوام...نمی دونستم چقدر باید صبر‌کنم، هیچکس نمی دونست... دوای دردم شده بود بیخیالی، فراموشی، سکوت... بیخیال آرزوهام شدم و چیزایی که دوس داشتم رو فراموش کردم .به شرایط جدید عادت کردم....شرایطی که یه روزی ازش متنفر بودم ولی حالا هر روز تحملش راحت تر می شد. این خاصیت عادت کردنه،

ادامه مطلب  

اکتشااااف :|  

 
عاغا یااااافتم D:
هشتتم که بودیم، با دو تا از بچه شرکت کردیم واسه بخش زبان جشنواره خوارزمی:)
از اون سال تا حالا، فیلمی که از نمایشمون گرفتیمو واسه هشتما میذارن که بدونن باید چيکار کنن اگه میخوان شرکت کنن!
اون دو تا هشتمیم اون روز واسه همون منو بهم نشون میدادن :|||
هوم...
:|
|:
امنتا پست پایین)

ادامه مطلب  

مادر دختر مورد علاقم با ازدواج ما مشکل داره  

سلام
از آقایون و خانوم های محترم قبلش عذرخواهی میکنم . دوست دارم سرزنشم نکنین چون خودم به اندازه کافی دارم خودم رو سرزنش می کنم.
من سی و چهار سالمه ولی تو این مدت همش به فکر کار و تلاش بودم تو زندگیم هم بدبیاری زیاد داشتم اصلا هم تو نخ خیلی از برنامه ها که خیلی از جوون ها گرفتارش هستن نبودم. به همین خاطر از تشکیل زندگی عقب موندم. از لحاظ مالی هم خدا را شکر مشکلی ندارم شغل خونه ماشین و ... دارم .
تقریبا چهار ساله که به فکر ازدواج هستم اما هر دفعه مشک

ادامه مطلب  

مادر دختر مورد علاقم با ازدواج ما مشکل داره  

سلام
از آقایون و خانوم های محترم قبلش عذرخواهی میکنم . دوست دارم سرزنشم نکنین چون خودم به اندازه کافی دارم خودم رو سرزنش می کنم.
من سی و چهار سالمه ولی تو این مدت همش به فکر کار و تلاش بودم تو زندگیم هم بدبیاری زیاد داشتم اصلا هم تو نخ خیلی از برنامه ها که خیلی از جوون ها گرفتارش هستن نبودم. به همین خاطر از تشکیل زندگی عقب موندم. از لحاظ مالی هم خدا را شکر مشکلی ندارم شغل خونه ماشین و ... دارم .
تقریبا چهار ساله که به فکر ازدواج هستم اما هر دفعه مشک

ادامه مطلب  

خودم و خودم  

من خودم هستم و خودم, نه کسی بهم میگه چيکار کنم, نه کسی راهنماییم می کنه, نه کسی بهم کمک می کنه, نه کسی باهام همفکری می کنه, نه کسی از من حمایت می کنه, نه کسی بهم امید میده, نه کسی بهم انگیزه میده, نه کسی بهم عشق می ورزه, نه کسی دلتنگ ام میشه, نه کسی واسم از آینده خوب حرف میزنه, و نه... من خودم هستم و خودم ... هیچ توقعی هم از هیچ کسی ندارم. من... خودم از خودم, تمام حمایت های لازم رو می کنم...همیشه همین بوده و خواهد بود..

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  >