خوب نبودنها...  

دلت نگیرد از هرچه که در زندگی ات هِی نمیشود,از دوست داشتن هایی بی سرانجامی که باهزاران باید و ای کاش,ناخوشی هایش سرت هموار میشود,و تو پُر میشوی از خوب نبودن هایتدلتنگی هایِ گاه و بی گاهت که دمار از دلِ بی تابت در می اورد.از مهربانی هایِ بی حد و اندازه ای که تو را ندیدند؛هر چه که بود دستهایِ پُر و بی نیازت برایشان کافی نبود.دلت شب و نصفه شب نگیرد از روزهایی که نمیدانی پشتِ سر گذاشته ای و یا منتظرند تا لبخندت را ببینند و مثل مهمان ناخوانده سرت هوا

ادامه مطلب  

بودن يا نبودن بطحايي؛ مساله اين نيست !  

بودن یا نبودن بطحایی؛ مساله این نیست !
سرانجام استیضاح وزیر آموزش‌و‌پرورش تقدیم هیات رییسه مجلس شد. طبق آیین‌نامه داخلی مجلس ابتدا موضوع استیضاح به کمیسیون آموزش‌و‌تحقیقات ارجاع داده می‌شود و وزیر آموزش‌و‌پرورش یک هفته فرصت دارد تا در کمیسیون مربوطه حاضر شده و درباره محور‌های استیضاح توضیح دهد و در صورت قانع نشدن استیضاح‌کنندگان، استیضاح وزیر آموزش‌و‌پرورش قابل اعلام وصول و طرح در صحن علنی مجلس خواهد بود.
تقریباً یکسال پیش، سید

ادامه مطلب  

۱۰۳۴  

اگه برآیند همه‌ی اتفاقات رو بگیریم میشه گفت امروز و دیشب زمان‌های خوبی در زندگی من نبودن. یکی از دوستامو از دست دادم. بچه‌های کانون تحت فشار خفه کننده‌ای بودیم. با سید هم دعوام شد حتی. می‌دونم که درست میشه ولی اینکه کی این اتفاق میفته و چقدر قراره برای این داستان اعصابمون خرد شه.

ادامه مطلب  

۱۰۳۴  

اگه برآیند همه‌ی اتفاقات رو بگیریم میشه گفت امروز و دیشب زمان‌های خوبی در زندگی من نبودن. یکی از دوستامو از دست دادم. بچه‌های کانون تحت فشار خفه کننده‌ای بودیم. با سید هم دعوام شد حتی. می‌دونم که درست میشه ولی اینکه کی این اتفاق میفته و چقدر قراره برای این داستان اعصابمون خرد شه.

ادامه مطلب  

۱۰۳۴  

اگه برآیند همه‌ی اتفاقات رو بگیریم میشه گفت امروز و دیشب زمان‌های خوبی در زندگی من نبودن. یکی از دوستامو از دست دادم. بچه‌های کانون تحت فشار خفه کننده‌ای بودیم. با سید هم دعوام شد حتی. می‌دونم که درست میشه ولی اینکه کی این اتفاق میفته و چقدر قراره برای این داستان اعصابمون خرد شه.

ادامه مطلب  

۱۰۳۴  

اگه برآیند همه‌ی اتفاقات رو بگیریم میشه گفت امروز و دیشب زمان‌های خوبی در زندگی من نبودن. یکی از دوستامو از دست دادم. بچه‌های کانون تحت فشار خفه کننده‌ای بودیم. با سید هم دعوام شد حتی. می‌دونم که درست میشه ولی اینکه کی این اتفاق میفته و چقدر قراره برای این داستان اعصابمون خرد شه.

ادامه مطلب  

جهان !  

به لطف خدا امروز یه ادم خیلی عاقل و کارکشته دیدم که
چند تا راه حل خوب بهم گفت و با نشون دادن حقیقت و اسون نبودن مسیرم
منو یکم ترسوند ولی چون میدونم سختی و شکست بخشی از فرایند موفق شدنه
با قدرت بیشتری پیش میرم ، و حالا که ادمهای خوب زیادی دورو برم میبینم(مونو)
میتونم قدم هامو محکم تر بردارم. مرسی که هستید ♥

ادامه مطلب  

بی دغدغگی های من  

کاش میشد برگردم به حسی که داشتم
به حسم به رضا 
اون عشق و علاقه 
دلتنگ اون روزام که یکی رو دوست داشتم 
اون گریه ها 
اون دلتنگی ها 
اون بی قراری ها 
دلتنگ تمام بودن ها و نبودن ها 
خلاصه که دلتنگ عاشق بودنمم 
اون حس پاک و قشنگ 
 
 
پ.ن:دارم آهنگ بی قرار رو گوش میدم 
هرچی خواستم فاز غم و بی قراری بگیرم نشد که نشد

ادامه مطلب  

بازیِ دستشون شدی،تو!  

من آدم ساده ای هستم.
و این سادگی توی دانشگاه داره عذابم میده.
اینکه دارم کم کم ترفند های ساده نبودن رو یاد می گیرم!
دارم کم کم یاد می گیرم چطور باید ساده نبود.
این، تهوع برانگیزه!
+دلم برای روز های آبی،تنگ شده.می فهمی؟تنگ!
+عنوان از کلاغ سپید دال بند.

ادامه مطلب  

بازیِ دستشون شدی،تو!  

من آدم ساده ای هستم.
و این سادگی توی دانشگاه داره عذابم میده.
اینکه دارم کم کم ترفند های ساده نبودن رو یاد می گیرم!
دارم کم کم یاد می گیرم چطور باید ساده نبود.
این، تهوع برانگیزه!
+دلم برای روز های آبی،تنگ شده.می فهمی؟تنگ!
+عنوان از کلاغ سپید دال بند.

ادامه مطلب  

بازیِ دستشون شدی،تو!  

من آدم ساده ای هستم.
و این سادگی توی دانشگاه داره عذابم میده.
اینکه دارم کم کم ترفند های ساده نبودن رو یاد می گیرم!
دارم کم کم یاد می گیرم چطور باید ساده نبود.
این، تهوع برانگیزه!
+دلم برای روز های آبی،تنگ شده.می فهمی؟تنگ!
+عنوان از کلاغ سپید دال بند.

ادامه مطلب  

خرید  

امروز رفتیم خرید سوا از قیمت های سرسام آور و جنسهای بُنجل فراوان بازار
نبودن تو 
بیشتر کلافه ام کرده بود
انگار که سالها با هم خرید می رفتیم و حالا مجبورم به رفتن خرید اجباری 
خودم را می کشونم به این طرف و اون طرف
چیزی نمی بینم واسه خرید کردن
نگاهی به انگشتری فیروزه دستم می کنم
و خودم جواب خودمو میدم که:
من که خریدمو کردم

ادامه مطلب  

35: خونه‌ی امنم بودی یه روز‌.  

می‌دونی چیه؟ یه جوریه انگار خونه امنتو آجر به آجر بسازی و بعدش خودت با دستای خودت دونه دونه‌یِ دیواراشو خراب کنی. بری بگردی و بدترین راهو پیدا کنی برای بی سرپناه کردنِ خودت. یه جوریه انگار که دیگه بعدش هیچی برات مهم نیست. نه اونقدر حال داری که دوباره بسازیش و نه اونقدر خسته‌ای که بخوای کامل ازش دست بکشی. فقط برات مهم نیست و انگار حالا همین ”مهم نبودنه”ست که شده خونه‌ی امنت. یه جورایی پناهگاه یعنی. وقتایی که بیرونشی، هر اتفاقی هم که بیفته،

ادامه مطلب  

نکته ها هست بسی.... (89)  

من معلّم تاریخم
و تاریخ
معلّم انسانها
***
سؤال:
اگر داعش منحل شده،
پس چرا حملات تروریستی در گوشه و کنار را به گردن می گیرد؟
جواب:
بمب داعش منفجر شده،
اینها ترکشهای آن است.
***
از قرار معلوم رسانۀ ملّی بنا دارد
به جای عاشورای حسینی و مهدوی،
عاشورای مختاری را در میان ملّت جا بیندازد.
***
اگر شیر گران شود
ناچاریم همگی -دور از جان- گاو شویم!
***
خدا نکند
1404
صدمین سال آغاز حکومت رضاخان باشد
***
راه امام
از راه رهبری می گذرد
***
- آخه من به چی تو باید حسادت کنم؟
:

ادامه مطلب  

انتظار  

روزها هی پشت سر هم می آیند و می روند
فصل ها عوض می شوند
و سالها یکی یکی تمام خواهند شد ....
تنها چیزی که در میان همه این تغییر ها ثابت می ماند
انتظار ها و محبت ها ست
گذر هیچ روز و ماه و فصل و سالی چشم انتظاری ها را کم نمی کند
تغییر هیچ فصلی از دوست داشتن ها نمی کاهد ...
زمستان بود و حالا دوباره هوا سرد شده اما مگر نبودن تو سرد می شود؟ 
قبل تر ها روزها را می شمردم
بعدها ماه ها را
و حالا فصل ها را می شمارم و هنوز اندازه ثانیه ای از چشم انتظاری‌ام کم نشده ..

ادامه مطلب  

زهی خیال باطل  

خیلی وقت بود که این حس زهی خیال باطل به ذهن و دلم نیومده بودوفکر میکردم حداقل چیز هایی در زندگیم در یک دور درست میچرخن ...
که ... زهی خیال باطل....
وختی که کلنجار میری با روح و دل و منطق خودت برای کلی چیز ها که اصلا مد نظرت نبودن و نیستن و گاها قبولم نداریشون ....
و ساعت ها و روزها صبر کنی و چیزی نگی 
اون وخت برای نیم ساعت ....
ارزش گفتن نداره....
 پ ن: صرفا جهت تخلیه
خدایا ی پس گردنی بزنو خود خواهی مارو نابود کن...

ادامه مطلب  

زهی خیال باطل  

خیلی وقت بود که این حس زهی خیال باطل به ذهن و دلم نیومده بودوفکر میکردم حداقل چیز هایی در زندگیم در یک دور درست میچرخن ...
که ... زهی خیال باطل....
وختی که کلنجار میری با روح و دل و منطق خودت برای کلی چیز ها که اصلا مد نظرت نبودن و نیستن و گاها قبولم نداریشون ....
و ساعت ها و روزها صبر کنی و چیزی نگی 
اون وخت برای نیم ساعت ....
ارزش گفتن نداره....
 پ ن: صرفا جهت تخلیه
خدایا ی پس گردنی بزنو خود خواهی مارو نابود کن...

ادامه مطلب  

نغمه ابهام - برای مسیح حسینی  

صدای تیزی دشنه در روح تنها 
دنیایی کلنجار با دنیای درها 
در هایی از جنس نبودن ها 
از بودن نابودی ها 
 
از اجتماع خدشه 
بر هجومی از آدم های بی وجود 
که جزء در بودن خلقتش 
نبود در خلقتش بودنی 
 
نساخت هاله ای از برتریش 
جزء کوهی از کودنی 
 
غوته ور در اقیانوس جهل خویش 
کس نمی خواند 
ای من ؛ از که می گریزی ؟
از چه واهمه داری ؟ 
 
تو در چنگال مشتی از هم نوعانت 
خود را به سیاهی باخته ای 
تو نمی دانی 
نمی دانی 
تو آواری در کویر خود 
 
 
" آرش مظفر "      

ادامه مطلب  

نگاهی متفاوت به سفرهای استانی خادمان رضوی !  

همین چند وقت پیش بود که آذربایجان غربی مجری جشنواره زیر سایه خورشید بود و خادمان حرم مطهر رضوی با لباس فُرم و با پرچم سبز در دست با شکوه خاص و در میان هَمهَمه و استقبال گرم مردم مهمان شهرهای مان شدند.
نمی توان حضور توام با اشتیاق و استغاثه دل سوختگان اهل بیت (ع) در محافلی با حضور خادمان را خواه با نیت شفا، گشایش کار و ... انکار کرد به طوری که اهدافی نظیر تقریب مذاهب، تقویت فرهنگ رضوی و نهادینه سازی زیارت از بعید برای این برنامه ها نیز عنوان می شو

ادامه مطلب  

پلان معماری  

برش افقی فرضی واحد ساختمانی در ارتفاع یک سوم یا صدو بیست متر ارتفاع از سطح به طوری که تمام جزئیات را بتوان مشاهده کرد.
نکات مهم در پلان معماری:
الف) دیوارها
۱) ضخامت دیوارها
۲) باربر نبودن دیوارها
۳) ضخیمتر بودن دیوارهای خارجی
ب) نرده ها و دست اندازها و دیوار کوتاه:
جداکننده ها و پله ها در پلان مشخص شود
ج) پنجره ها و درب ها
در طراحی نقشه های ساختمانی اندازه و موقعیت آنها مشخص شود.

ادامه مطلب  

279:نبودن؟  

پیر شده بود و هیچ کاری از دستم بر نمی اومد، ولی وقتی داشتم سرنگ آب پرفشار رو  از لای دندوناش توی حلقش فرو می کردم و آخرین تلاش ها رو انجام می دادم، صدایی که از گلوش خارج شد پرتم کرد توی خودم، چند ساعت بعد و بعد از کلی بی قراری هاش و جیغ زدن هاش ساکت شد، و جدا کردنش از میله های قفس خیلی سخت شد! آخرین دردهاشو با گاز زدن به میله ها تسکین داده بود، یادم افتاد یهو، مردن خیلی درد داره و اون جیغ هایی که نزده بودم و تلاشی که نکردم(ن) و مردن تو تنهایی و بی صد

ادامه مطلب  

 

واقعا کاری به این ندارم تو‌گوششون میکنی یا نه که البته اینقدر میشناسمت که گوش هم میکنی ...
میدونم میخونی حرفامو ، میخوام بدونی همین که میدونم هستی همین که حس می‌کنم الان دقیقا آنلاینی ، همین میشه دلخوشی من ... تو‌واقعا از این آدم که اینا دلخوشیشن ، حالش خوب و بد میشه با بودن و‌نبودن حتی‌ مجازی تو انتظار چی داری ؟؟؟؟
هنوز باور نمیکنی باهام حرف بزنی میشه خوشحالی بیش از حد ممکن ؟؟ میشه اوج‌لذت واسم ؟؟؟ هنوز فکر میکنی این رفتار درسته که من فرام

ادامه مطلب  

1768 : بعد از مدت ها  

من اومدم. خیلی خوب بود. واقعا دلم تنگ شده بود برای ساجده. جدی میگم. ادم نمیدونه یه وقتا بعضی رابطه ها چجوری خراب میشه امیدوارم دیگه هیچوقت به اختلاف نخوریم. رفتیم گالری بعد از کریمخان تا تئاتر شهرو پیاده برگشتیم یه چیزی خوردیم و حرف زدیم. در مورد گالری هم عکسا به خصوص مژگان راسخی نژاد خیلی خوب بود من از ایده اش واقعا خوشم اومد و چیدمانش خیلی بقیه هم بد نبودن اما این واقعا به چشمم اومد به نظرم قوی بود. 

ادامه مطلب  

1768 : بعد از مدت ها  

من اومدم. خیلی خوب بود. واقعا دلم تنگ شده بود برای ساجده. جدی میگم. ادم نمیدونه یه وقتا بعضی رابطه ها چجوری خراب میشه امیدوارم دیگه هیچوقت به اختلاف نخوریم. رفتیم گالری بعد از کریمخان تا تئاتر شهرو پیاده برگشتیم یه چیزی خوردیم و حرف زدیم. در مورد گالری هم عکسا به خصوص مژگان راسخی نژاد خیلی خوب بود من از ایده اش واقعا خوشم اومد و چیدمانش خیلی بقیه هم بد نبودن اما این واقعا به چشمم اومد به نظرم قوی بود. 

ادامه مطلب  

1768 : بعد از مدت ها  

من اومدم. خیلی خوب بود. واقعا دلم تنگ شده بود برای ساجده. جدی میگم. ادم نمیدونه یه وقتا بعضی رابطه ها چجوری خراب میشه امیدوارم دیگه هیچوقت به اختلاف نخوریم. رفتیم گالری بعد از کریمخان تا تئاتر شهرو پیاده برگشتیم یه چیزی خوردیم و حرف زدیم. در مورد گالری هم عکسا به خصوص مژگان راسخی نژاد خیلی خوب بود من از ایده اش واقعا خوشم اومد و چیدمانش خیلی بقیه هم بد نبودن اما این واقعا به چشمم اومد به نظرم قوی بود. 

ادامه مطلب  

1768 : بعد از مدت ها  

من اومدم. خیلی خوب بود. واقعا دلم تنگ شده بود برای ساجده. جدی میگم. ادم نمیدونه یه وقتا بعضی رابطه ها چجوری خراب میشه امیدوارم دیگه هیچوقت به اختلاف نخوریم. رفتیم گالری بعد از کریمخان تا تئاتر شهرو پیاده برگشتیم یه چیزی خوردیم و حرف زدیم. در مورد گالری هم عکسا به خصوص مژگان راسخی نژاد خیلی خوب بود من از ایده اش واقعا خوشم اومد و چیدمانش خیلی بقیه هم بد نبودن اما این واقعا به چشمم اومد به نظرم قوی بود. 

ادامه مطلب  

گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود  

روزهاست با خودت میجنگی ..آنقدر که هر شب بسان یک جنگجوی خسته بخواب میروی ..شاید به این امید که دیگر صبحی نباشد که از خواب برخیزی و جنگ را از نو شروع کنی ..میترسی از نبودن بعضی آدم ها ..میترسی از بودن بعضی آدم ها ..میجنگی در نبردی نابرابر ..با دستانی خالی ‌..فقط یک #دل برایت مانده بود ، که آن را هم گذاشته ای وسط ، با ضربات شمشیر حرفهایشان ،پاره پاره اش کردند ..لگد مال کردنش ، با منطق شان ..باید بجنگی ..اما گاهی نمی شود .. دیگر نمیتوانی ..#تسلیم میشوی .. دسته

ادامه مطلب  

 

آهنگِ بی کلامِ خیلی اسپشیال یا دشتی های منقلب کننده ای در حال پِلِی نیست .من هم پشت میز صبحانه ی یک صبح متفاوت در حالی که لیوان قهوه و یک کتاب روی میز است ننشسته ام؛صدای برخورد قطرات باران نمی آید و فضا بوی خاک نمناک نمیدهد. یعنی چطور بگویم فضا دراماتیک نیست ،معمولی است. یعنی من طبق روال به زور و با له له چند دقیقه خوابِ بیشتر، بیدار شده ام و سهمم از میز صبحانه چای مانده و نان بیات است همین راتعمیم بده به بقیه روز. یعنی میخواهم بگویم تو در همین

ادامه مطلب  

کیس چندم  

امروز یکی از اون روزهایی بود که با کیس های مختلف سروکارداشتیم
یه کیس جالب اومد،مادر اون مراجع بود  دخترش نارسایی کلیه داشته و بخاطر این کل زندگی و همسر و بچه‌هاش بهم ریخته بودن، وقتی دکتر بیشتر سوال پرسید و بیشتر فهمید  متوجه شد که اگر قبل از بروز این بیماری کلیه مادرش مشکلات بچش رو جدی می‌گرفت این اتفاقات نمی افتاد، دخترش مریض و داغون رو دستش نبود و بچه‌اش و شوهرش هم جدا نبودن،
واقعا امروز فهمیدم باید همیشه کوچکترین مسئله روحی رو در نظر

ادامه مطلب  

کیس چندم  

امروز یکی از اون روزهایی بود که با کیس های مختلف سروکارداشتیم
یه کیس جالب اومد،مادر اون مراجع بود  دخترش نارسایی کلیه داشته و بخاطر این کل زندگی و همسر و بچه‌هاش بهم ریخته بودن، وقتی دکتر بیشتر سوال پرسید و بیشتر فهمید  متوجه شد که اگر قبل از بروز این بیماری کلیه مادرش مشکلات بچش رو جدی می‌گرفت این اتفاقات نمی افتاد، دخترش مریض و داغون رو دستش نبود و بچه‌اش و شوهرش هم جدا نبودن،
واقعا امروز فهمیدم باید همیشه کوچکترین مسئله روحی رو در نظر

ادامه مطلب  

فصل عاشقی  

بهار و تابستون با تو گذشتن... پاییز داره شروع میشه، حال و هوای قشنگ و هوس انگیزش رو چند روزی قبل از اومدنش راهی کرده... وقتی تو هستی، وقتی تو کنارمی چقددرر همه چیز خالص تره... تجربه شروع پاییز، کنار تو، چیزی شبیه اولین تجربه هاست... 
حس حضور تو، حتی اگر نتونم بازو به بازو کنارت راه برم، حتی اگه نتونم سرم رو روی شونه های مردونه تو بذارم، بازم برام ارامش بخشه... امشب دیدمت و آرومم.. آرومم و بی تابم... میام بخوابم... صدا و بوی بارون و نبودن تو بی خوابم میک

ادامه مطلب  

آغازکتاب هدیه های آسمان(درس 1)  

 
 
 
بعدازجشن شروع هدیه های آسمان برای ایجاد انگیزه
درس اول  با یه عروسک که یک پا نداشت،وارد کلاس شدم.
همهمه ای در کلاس برپا شد.خانم این چیه؟یه پا داره؟ حسابی
ذهنشون درگیر شد و هرکس یه نظری می داد. 
 
بعد،ازشون خواستم چشماشون رو ببندند.بعد بهشون گفتم که
چشماتون هدیه ای زیبا از طرف خداوند است.حالا این هدیه های 
زیبا را که توسط پلک هاتون کادو شده،باز کنید.
 
در ادامه درس بحث و گفت وگو کردیم که اگه هریک از اعضای بدن
نبود چه اتفاقی می افتاد ؟ و

ادامه مطلب  

شمع گرانیت پول  

 
 
ساخت شمع گرانیت پول به عنوان یک شمع تزیینی چند نکته کوچک دارد که به آن میپردازین برای ساخت ﺷﻤﻊ ﺑﺎ ﮔﺮﺍﻧﻴﺖ ﭘﻮﻝ ﻧﻴﺎﺯﺑﻪ ﻳک شمع ﺩﺍﺭﻳﻢ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﻯ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺯﻳﺒﺎﺗﺮ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﺷﻤع به رنگ گرانتیت ها رنگ شور .ﺑﺪﻳﻦ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺍﻭﻝ ﺳﻄﺢ ﺷﻤﻊ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻳﮏ ﻻﻳﻪ ﭼﺴﺐ ﭼﻮﺏ ﺑﻴﺮﻧﮓ ﺭﻗﻴﻖ ﺷﺪﻩ ﻣﻰ ﭘﻮﺷﺎﻧﻴﻢ . ﺑﺲ ﺍﺯﺧﺸﮏ ﺷﺪﻥ ﭼﺴﺐ ﺭﻧﮓ ﺍﮐﺮﻳﻠﻴﮏ ﻫﻤﺮﻧﮓ ﮔﺮﺍﻧﻴﺘﻬﺎ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﻮﺳﻴﻠﻪ ﻗﻠﻢ ﻣﻮ ﺗﻤﺎﻡ ﺳﻄﺢ ﺷﻤﻊ

ادامه مطلب  

کاش کسی باشد  

دلت نگیرد از هرچه که در زندگی ات هِی نمیشود,از دوست داشتن هایی که باهزاران باید و ای کاش,ناخوشی هایش سرت هموار میشود,و تو پُر میشوی از خوب نبودن هایتدلتنگی هایِ گاه و بی گاهت که دمار از دلِ بی تابت در می اورد.از مهربانی هایِ بی حد و اندازه ای که تو را ندیدند؛هر چه که بود دستهایِ پُر و بی نیازت برایشان کافی نبود.دلت شب و نصفه شب نگیرد از روزهایی که نمیدانی پشتِ سر گذاشته ای و یا منتظرند تا لبخندت را ببینند و مثل مهمان ناخوانده سرت هوار شوند.دلت ن

ادامه مطلب  

هرچه به ذهن آید حتی اگر دقیق ترین معانی باشد مخلوق است ...  

امام باقر علیه السلام: هر چه را با خطورات ذهنی خود در دقیقترین معانی آن تشخیص می دهید، مخلوق است، مصنوعی مانند شماست، مردود به سوی خودتان است (یعنی مانند شما مخلوق است و ویژگی های شما را دارد) و شاید مورچه های کوچک تصور کنند که خداوند دو شاخک دارد، چرا که شاخک داشتن کمال آنهاست و می پندارند که نبودن آن (شاخک) نقص کسی است که متصف به آن (شاخک) نباشد، و این حال عاقلان است در مورد آنچه خدای متعال را با آن وصف می کنند....أبی جعفر علیه السّلام: کُلُّ ما م

ادامه مطلب  

دمنوش گیاهی گل گاو زبان کیسه ای  

 
دمنوش گیاهی گل گاو زبان کیسه ای ۲۰ عددی  ( کد محصول : ۱۰۶۷۲ )
قیمت : ۱۴۶۰۰ تومان
 
گل گاو زبان گیاهی طبی است که تقریباً تمامی اجزاء آن ، اعم از گل ها و برگ ها و دانه های آن به عنوان دارو استفاده می شود. همچنین دانه های این گیاه را برای تهیه روغن مورد استفاده قرار می دهند. گل گاوزبان دارای طبیعت گرم و اثر نشاطآور، مقوی تمام بدن و آرامشبخش است.دمکرده گل گاوزبان را به همراه کمی لیمو عمانی، یک دمنوش مناسب برای مقابله با سرماخوردگی است. این دمنوش به ش

ادامه مطلب  

01: تاسیان *  

 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.



 
‏تاسیان: حالتی که به‌خاطر نبودن کسی به انسان دست می‌دهد. 

ادامه مطلب  

زمان نگهداری میوه و سبزی رو چطور افزایش میدید؟؟؟  

شاید شما هم به قول قدیمی ها "دستتون به کم نمیره". همیشه تو خریدها به بیشتر خریدن و کم نبودن فکر میکنید. تو این زمان هست که خانم خونه دردسر نگهداری رو به دوش میکشه.
اگر کالاهایی که خرید کردید کمتر خراب میشن مشکلی تو نگهداری اونها ندارید. ولی چنانچه میوه و مواد خوراکی خرید میکنید حتما فکر جا دادن تو بهترین قسمت یخچال برای بیشتر موندن و یخ نزدن اولین فکر شماست.
یخچال‌های روز دنیا بر اساس نیازهای ما طراحی می‌شوند. محفظه های مختلف در طول زمان به آن

ادامه مطلب  

زمان نگهداری میوه و سبزی رو چطور افزایش میدید؟؟؟  

شاید شما هم به قول قدیمی ها "دستتون به کم نمیره". همیشه تو خریدها به بیشتر خریدن و کم نبودن فکر میکنید. تو این زمان هست که خانم خونه دردسر نگهداری رو به دوش میکشه.
اگر کالاهایی که خرید کردید کمتر خراب میشن مشکلی تو نگهداری اونها ندارید. ولی چنانچه میوه و مواد خوراکی خرید میکنید حتما فکر جا دادن تو بهترین قسمت یخچال برای بیشتر موندن و یخ نزدن اولین فکر شماست.
یخچال‌های روز دنیا بر اساس نیازهای ما طراحی می‌شوند. محفظه های مختلف در طول زمان ب

ادامه مطلب  

 

به این فکر افتادم که چرا امروز چیزی اتفاق نیفتاد یاد مدرسه قبلی و هانیه اینا بیفتم...
و جوابشو یافتم!!چون اصلا از ذهنم خارج نبودن که بخوام به یادشون بیارم:/#تءاتر آخر منو دیوونه میکنه!!مریم نویسنده وبلاگ عشق یعنی جواد الاءمه و شهید جابر،گفته وسطای آبان میان از کربلا(فکرکنم 12آبان گفت)و گفت اول از همه شهر شما رو پیشنهاد میدم برن اجرا البته باید بسیج شما همراهی کنه!
خب پس فقط موند اداره فرهنگ و ارشاد...#یه شماره موبایل رو کاغذی نوشته بودم کنارشم شم

ادامه مطلب  

انار  

مثل یک ساعت از رونق و کار افتاده
هر که در عشق رکب خورده کنار افتاده
فصل تا فصل خدا بى تو هوا یک نفره است
از سرم میل به پاییز و بهار افتاده
هر دو سرخیم ولى فاصله ی  ما از هم
پرده هایى است که در قلب انار افتاده
پیش هم بودن و هم جنس نبودن درد است
آه از آن سیب که در پاى چنار افتاده
حس من بى تو به خود نفرت دانشجویى ست
از همان درس که در آن دو سه بار افتاده
سهمم از عشق تو عکسى ست که دیدم آن هم
دستم آنقدر تکان خورد که تار افتاده!
 "سید سعید صاحب علم"

ادامه مطلب  

بزرگ شدم  

از تمام کسایی که بهم بدی کردن ، دروغ گفتن ، سرم کلاه گذاشتن ، تا جایی که سود و‌منفعتی داشتم ازم‌استفاده کردن ، تهدیدم‌کردن ، آزارم‌دادن,  پولامو‌خوردن ، قلبمو شکستن ، منو بازیچه برای رسیدن به اهدافشون قرار دادن ، خیلی ممنونم. اگه اونها نبودن ، من هیچ وقت یاد نمیگرفتم آدم هایی به این بدی ، مکاری ، دروغگویی ، کثیفی و‌پستی هستن. هیچ‌وقت نمیفهمیدم آدما چه جونورایین. و‌همیشه در دنیای سادگی خودم‌میموندم. من امروز قوی ترم. مستقل ترم ، باتجربه

ادامه مطلب  

خداحافظ  

چطوری این همه بغضو
بباریم تو نبود تو
فدای دستای سرد وسراپای وجود تو
چطوری میشه بعد از تو نبودن هاتو تاب آورد
چطوری اسمتو بایدبا گریه توی جمعا برد
 
ترانه سرا : رویا روشنتعداد بیت : ۱۴سبک : پاپ
این کار به صورت ترانه سرایی ویژه با موضوع دلخواه
انجام شد و به جناب آقای پرویز بیگ زاده واگذار شد.

ادامه مطلب  

تو جان و جانانِ منی...  

یا راحم العبرات...
دارم نگاهت می کنم، محوِ طره هایِ دلفریب و نامرتبِ خوشرنگم...لعنتی ها جلوی چشمانِ زیبایت را گرفته و من با خودم می جنگم که بگویم بزن کنار این شطِ مواج را یا نه...نگاهم به دستهایت می افتد، انگشتانِ کشیده با ناخن هایِ سوهان زده خدادادی که دورِ لیوان حلقه زده...یه جرعه چایِ سرد شده ات را می نوشی و من وسوسه می شوم لیوان را از دستت بقاپم و تو مثل همیشه میفهمی و مثلِ همیشه یه وَری نگاهم میکنی، از آن نگاهها که برایِ از جا کندنِ دل کافیست!

ادامه مطلب  

خدا...  

فک میکردم عادی میشه ومیتونم فراموشت کنم اگ خطی رو ک بت پیام میدادم عوض کنم اگ گوشی رو ک باش عکس میگرفتیمو عوض کنم اگ بیشتر وقتم کتابخونه باشم اگ پروفایلای تلگرامو واتس اپو اینستاتتو چک نکنم اما نشد... این خاستنی ک با عشق شروع شد باساختنوپشت هم بودن ادامه دار شد وباسوختنو شکستن حرمت تموم شد این زمانای برباد رفته این فصلای ک بعداز ۲۰واندی سال قشنگیشون ب چشممون اومدو تابستون ب شوق پاییزوراه رفتن رو برگای چنار تنگ گنجه ای و زمستونو ب شوق برف و چا

ادامه مطلب  

تاثیر خوب حرفهای بدی که پشت سرت میشنوی...!  

امشب تو تلگرام دوستم یه چیزایی بهم گفت... از همکارایی که یه زمانی انقد باهم خوب و خوش بودیم و برای همدیگه احترام قائل بودیم... اینکه چه حرفایی پشت سر من زدن... چه زیراب هایی که زدن... و چه تهمت هایی که راجب من زدن... حقیقتش زیاد ناراحت نشدم... یا بهتر بگم ک برام مهم نیستن چون مدتهاست که باهاشون کار نمیکنم و به غیر از یه نفر با بقیه شون ارتباطی ندارم... فقط خوشحال شدم که خوب شناختمشون و اینکه درس عبرتی شد برام که بیشتر حواسم و به دور و اطرافم جمع کنم و بف

ادامه مطلب  

سلام و سلام و صدتا سلام  

دوستان سلام
سلام و سلام و صدتا سلام
یه مدتی رو نبودیم.
یعنی نشد که باشیم. از بابت نبودن باور کنید خودم مقصر نیستم اما به هر حال بخاطرش پوزش می طلبم از دوستانی که جویای حال بودند
اما باور کنید دل ما با شما بود
حالا برگشتیم تا دوباره شروع کنیم و این خبر خیلی خوبیست برای کسانی که خیلی کامنت گذاشتند که «ای وای چرا جواب نمیدی مگه تو نت نیستی؟؟!!»
خودم اونهمه پیام رو دیدم تعجب کردم . به همه پیامها  طی چند روز پاسخ خواهم داد و حتما به وبلاگهای عزیزان س

ادامه مطلب  

متن کوتاه  

باور نمیکنم که سال های سالهمچنان زنده ماندنم به طول انجامدیک کاری خواهد شد .زیستن مشکل شده استو لحظات"چنان به سختی و سنگینی بر من گام می نهندو دیر می گذرند که احساس می کنم"خفه می شومنمیدانم چرا؟اما میدانم کس دیگری به درون من پا گذاشته استو اوست که مرا چنان بی طاقت کرده استاحساس میکنم دیگر نمی توانم در خودم بگنجم .در خودم بیا رامماز"بودن " خویش بزرگتر شده ام و این جامه بر من تنگی میکنداین کفش تنگ و بی تابی فرارعشق آن سفر بزرگ...اوه"چه می کشمچه خی

ادامه مطلب  

در مسیر آرزو  

ایشون دفتر آرزوهای بنده هستن. دفتری که در ابتدا رسالتش چیز دیگری بود، اما در مِهر ماه تصمیم گرفته شد که تبدیل به دفتر آرزوهای من بشه، پس با یه کاغذ کادوی گل گلی و کمی چسب، نو نوار شد و چیزی شد که الان ملاحضه می کنید :)
این دفتر رو به سه قسمت تقسیمش کردم؛ آرزوها، فرآیند و وصال. تو قسمت « آرزوها »، تمام آرزوها و اهدافم، حتی غیر قابل باور ها رو نوشتم و جلوی همه شون قسمتی رو خالی گذاشتم تا زمانی که محقق ـشون بکنم و یه تیک خوشرنگ جلوشون بزنم. تو قسمت «

ادامه مطلب  

در مسیر آرزو  

ایشون دفتر آرزوهای بنده هستن. دفتری که در ابتدا رسالتش چیز دیگری بود، اما در مِهر ماه تصمیم گرفته شد که تبدیل به دفتر آرزوهای من بشه، پس با یه کاغذ کادوی گل گلی و کمی چسب، نو نوار شد و چیزی شد که الان ملاحضه می کنید :)
این دفتر رو به سه قسمت تقسیمش کردم؛ آرزوها، فرآیند و وصال. تو قسمت « آرزوها »، تمام آرزوها و اهدافم، حتی غیر قابل باور ها رو نوشتم و جلوی همه شون قسمتی رو خالی گذاشتم تا زمانی که محقق ـشون بکنم و یه تیک خوشرنگ جلوشون بزنم. تو قسمت «

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  >