چون می خواهیم کنار هم بمانیم  

 
"من از این بیماری انسان که همیشه میخواهد چیزی پنهان کردنی و بروز ندادنی داشته باشد هیچوقت سردرنیاوردم. البته من یک دلیل خیلی محکم هم سراغ دارم. ما از هم پنهان میکنیم تا بتوانیم در کنار هم بمانیم، چون میخواهیم کنار هم بمانیم."
+ شب یک شب دو | بهمن فرسی
++اما می دانیم هم این راهش نیست ! نیست ! ...
 

ادامه مطلب  

انتخاب  

باید انتخاب کرد از بین آدم ها. وحی منزل نیست که با همه صمیمی باشیم. باید بد ها را از دایره صمیمیت کنار گذاشت. آنها که زخم زبان می زنند. آنها که از موفقیت شما ناراحت می شوند، آنها که نمی دانند هر حرفی جایی دارد، آنها که فکر نکرده حرف می زنند. بد ها را باید کنار گذاشت. گاهی بد ها صرفا همین ویژگی ها را ندارد، گاهی بد ها شما را در یک روند فرسایشی بسیار پر فشار قرار می دهند و در یک جا و مکان سوپاپ زودپزتان در می رود و منفجر می شود. باید از زودپز دور ایستا

ادامه مطلب  

چقدر دلم گریه میخواد ...  

تو اوج کلاس درس یادت میاد به پارسال
چی شد ؟؟ ما که خوب بودیم ؟؟ ما که کنار هم خوشبخت بودیم ؟؟
پس چی شد ؟؟؟ چرا ؟؟؟آره تقصیر من بود و بهانه گیری هام ولی سانازم اخلاقش مثه منه پس چرا مهدی دورش ننداخت
پس من لابد خیلی اشغال بودم فراموش کردنش مثله آب خوردنه اما من نمیخوام
نمیخوام اون همه حس خوب و آرامش بخش و آینده قشنگ رو فراموش کنم من نمیخوام با تو بودن رو بزارم کنار
چقدر قشنگه اسم یه پسر ورد زبونت باشه  من نمیخوام اسمت رو بزارم کنار
اما انگار مجب

ادامه مطلب  

خالی........  

چشمهایم خالی است خالی از سایه سنگین نگاهی عاشق دستهایم خالی است خالی از وسعت باهم بودن خالی حجم نوازشگر عشق در کنار تو پر آوازشدن در کنار تو به تنهایی وغم خنده زدن با تو همدم شدن باتو همراز شدن باتو آغاز سخن از هرچیز با تو پایان سخن با همه چیز کیست با این همه امید دراز باتو بودن باتو ماندن .....................آرزوی تنهای من است................

ادامه مطلب  

کنار هم گذاشتن واژه ها  

برای کنار هم گذاشتن واژه ها
دست قلمم بیش از آنچه فکر کنی خالی است…
و بیش از آنچه فکر کنی احساس می کنم به نوشتن مجبورم !
شاید این هم خاصیت ِ داشتن این صفحه ی مجازی است ؛
چرخ زنان مانند یک روح اسیر فضای بیکرانی شده ام...
که باید:"بــی تـــو به زندگـــی ادامـه دهــــــــــم...!!!"
حالا اما اندیشه ای نیست برای به واژه آوردن......

ادامه مطلب  

فشار خون  

چند روزیه که بخاطر فشار پایین سرگیجه میگیرم. خوب اینجایش را که بهشت زیر پای مادران است بگذاریم کنار حدودا دو سالی هست که بخاطر گوشم سرگیجه می گیرم. اینجایش را هم میگذاریم کنار و به موجود یازده هفته ای درونمان فکر میکنیم. بعد یاد رفیق دبیرستانی خود می افتیم که او هم نه هفته است که باردار است البته برای یچه دوم. یادم میاید ان روزها هر وقت قرار بیرون رفتن میگذاشتیم باران و سیل و بلایای طبیعی نازل میشد. با شکلک خنده هاتگرام بهش میگویم سر زایمانمو

ادامه مطلب  

1704  

پرده رو کشیدم کنار و کنار پنجره اتاق دراز کشیدم ...
تماشای آسمون ابری آروم م می کنه...
ی احساس تنهایی ه عجیبی تو اعماق وجودم دارم ...
س...
نگاهم کن...
من دوست دارم تو همیشه لبخند بزنی...
همه آدم ها رو دوست داشته باشی...
می دونی...
دلم پرواز می خواد...
دوست داشتم بال و.پر پریدن داشتم...
برگردان ه کتاب 42 اندیشه ناب کمی اذیتم می کنه...
البته انکار نمی کنم که از نظر تخصصی هم متن این کتابها چون در جرگه فلسفه هستند ، سخت ه...
کاش ی کتابفروشی داشتم...
خدایا...
میشه یک کت

ادامه مطلب  

هجده هزار سربازِفنی در کنار مجموعه مدیریت شهری خواهند بود  

ریاست سازمان نظام مهندسی ساختمان استان البرز، اظهار داشت: هجده هزار عضو سازمان نظام مهندسی ساختمان البرز بعنوان سربازان فنی در کنار مجموعه مدیریت شهری کرج خواهند بود.
مشاهده متن کامل هجده هزار سربازِفنی در کنار مجموعه مدیریت شهری خواهند بود
آزمون نظام مهندسی نظارت عمران

ادامه مطلب  

به خودم  

امروز ازون روزای بی حوصله بود 
ته ته دلم ولی حالم خوبه ،انگار حالم خوب خوب شده ،انگار دیگه هیچ وقت اون آدم شکسته نمیشم ، ممنونم از خودم 
من این فاطمه ی صبور و عاقل و صدالبته قوی رو به هر فاطمه ای که بودم ترجیح میدم ، حتی به اون باهوش تیز و فرز بااراده ی زبون دراز 
فقط یکم تنبلی میکنم که نمیدونم چکارش کنم ،شاید بیشتر سردرگمیه :/
حالم خوبه 
خیلی خوب 
هی فاطمه که باهام قهر بودی و دلخور ، مرسی که هستی 
مرسی که خوب شدی 
مرسی که از کما درومدی 
ممنون که

ادامه مطلب  

 

عالی تر از همیشه 
بفهمی هنوز هم هست
در کنارت
پا به پا
شاید کنار جوی که راه بروم مرا نگیری 
شاید مواظبم نباشی که نیوفتم
اما میدانم من بیوفتم تو هم میوفتی تا خنده ام بگیرد و درد یادم برود
عزیز دلم
درست حدس میزدم
تمام ناگفته هایم را گفتی
هنوز هم عین قبل حرف های خودت بوی باران میدهد
حرف هایی که میزدی مال خودت نبود من میدانم
و حالا
من 
و آرزو هایی که نمیدانم کجا هستند
و تو
با آرزو های بلندت
میرویم
میرویم تا تنها نباشیم
خدای من تنهاست
اگه می خواست بن

ادامه مطلب  

انتخاب  

چهارشنبه به همکار گفتم ساعت هنرت را بده بمن برای نمایش عروسکی 
امسال چندتا جابجایی داشتم مجبور شدم بجای اسیه ـ راوی قصه ـ فروزان را بگذارم که صدایش بلندتر و رساتر و دلنشین تر است 
بجای ساناز که ترک تحصیل کرده شیرین را گذاشتم بجای نسیمه قرار شد از بین ستاره و خدیجه یکی را انتخاب کنم اصلا نمی دانم چطور شد کلا اسیه کنار گذاشته شد ... برایش خیلی سخت بود کتاب را گرفت جلوی صورتش و بی صدا گریه کرد.
گفتم ببینید بچه ها وقتی یک نفر کاری رابهتر از من انجام

ادامه مطلب  

خدا:)  

مرتب کردن اتاقانجام دادن کارای عقب افتاده 
جمع و جور کردن
مرتب کردن ذهن 
خالی کردن از چیزای الکی 
فکر کردن ... توهم نزدن 
انجام دادن کارای مورد علاقه ... 
حرف نزدن...
نخوردن... نپختن... 
تنهاییی.... 
سکوت....
یک حس آرامش دلچسب
همیشه ادم از تشویش و استرس خواب نمیره
ومن الان از آرامش و فراغت بال خواب نمیرم....
اگه احساس ضعف و گرسنگی نبود دیگه آرامش تکمیل بود... 
زیادی دیگه جوگیر شدم با هرچی بشه کنار بیایم با شکم و قار وقور معده نمیشه کنار اومد خخخ
پ ن: 
و خد

ادامه مطلب  

خدا:)  

مرتب کردن اتاقانجام دادن کارای عقب افتاده 
جمع و جور کردن
مرتب کردن ذهن 
خالی کردن از چیزای الکی 
فکر کردن ... توهم نزدن 
انجام دادن کارای مورد علاقه ... 
حرف نزدن...
نخوردن... نپختن... 
تنهاییی.... 
سکوت....
یک حس آرامش دلچسب
همیشه ادم از تشویش و استرس خواب نمیره
ومن الان از آرامش و فراغت بال خواب نمیرم....
اگه احساس ضعف و گرسنگی نبود دیگه آرامش تکمیل بود... 
زیادی دیگه جوگیر شدم با هرچی بشه کنار بیایم با شکم و قار وقور معده نمیشه کنار اومد خخخ
پ ن: 
و خد

ادامه مطلب  

شهید....  

انتخاب براساس شناخت و بر پایه شعور و فهم افراد صورت می گیرد.یکی از قهرمانان من دکتر شهید چمران است کسی که خارج از کشور را رها می کند و باز می گردد به کشور و با شناخت به جنگ کومله ها می رود.....عکس او را بر روی میز دفتر کارم گذاشتم زیرا هر وقت از کار خسته می شم با دیدن عکس او انرژی می گیرم....انتخاب مسیر و راه زندگی نیاز به زیر ساختهای فکری قوی دارد تا بتوانی اینده فکریت را بسازی ....همیشه تنها جاییکه ارام می گیرم قطعه شهدا است وقتی در کنار قبرهای شهدا

ادامه مطلب  

خدایا...  

خدایا دیدی چیشد؟!
پسم زد،التماسامو ندید وقتی گفتم تنهام نزار،گفت دوستم نداره
چه راحت شکست منو...
خدایا قرار بود امشب پیشه تو باشم ولی یازم نتونستم منه لعنتی که بیام پیشت
دلم بی قرارشه،دلتنگشم ،این دل همش بهونه ی اونو میگیره،دلم میخادش،من فقط اونو دوست دارم فقط اون ولی اون دوستم نداره...
شاید داره ولی غرورش بیشتر دیده میشه...
خدایا طاقت نیاوردم دیگه من همه راه هارو پاک کردم وگذاشتمش کنار ولی،توبهش بگو اون منو نذاره کنار دنبالم بیاد پیدام کنه

ادامه مطلب  

بیایید حال خوبمان را با هم شریک شویم❤  

مثل تمام این سالها که با آمدن مهر غر غر میکنیم
بیایید امسال مهر را با این حرفها تلخ نکنیم
البته نمیتوانم جلوی خودم را بگیرم و بچه مدرسه ای های فامیل
را اذیت نکنم :)
اما در این مورد با دانشجوهای عصبانی که یک شهر دیگر می‌روند
نمیتوان شوخی کرد.
آنها در روزهای سرد که می‌رسند خانه بوی غذایی فضای خانه شان را
پر نکرده. کسی هم منتظرشان نیست و خسته نباشید بهشان نمیگوید
به شکل خیلی غریبانه قیمه ی سلف را گرم میکنند کنار بخاری میشینند 
و به تنهایی گاهی هم

ادامه مطلب  

حس این روزا وشب هام....  

شاید واژه ی جدیدی نباشه؛ سردرگمی رو میگم...!شایدم خیلی عجیب نباشه‌...!
حالا  به عجیب و غریب بودنش یا جدید و قدیمی بودنش کاری ندارم...خواستم بگم خیلی حسّه بدیه...!!!
مثه تشنگی کنار دریا ؛یا سرد بودن کنار اتیش؛یا دل بستن به آدم برفی!
مثه تب تو دمای صفر درجه؛عینک آفتابی زدن توی شب....
مثه همه ی اینا بودن و انگارنبودن...یه همچین حسی دارم...حال خوبی نیست.دوسش ندارم.کاش تموم بشه.....!!!
 

ادامه مطلب  

به این جوانکِ پر شور و شر چه باید گفت...  

دلم گرفته از این ساده تر چه باید گفت ؟!

کنار پنجره با چشم تر چه باید گفت؟!
قرار ما سر ساعت کنار دلتنگى
فقط بگو که به وقت سفر چه باید گفت؟
براى شرح سفر با زبان شعر و غزل…
زلال و صاف و رُک و مختصر چه باید گفت؟
قطار رفتن تو لحظه اى درنگ نکرد
به ساربانِ چنین خیره سر چه باید گفت؟
نگاه مادرم این بار از پدر پرسید
به این جوانکِ پر شور و شر چه باید گفت؟
دل گرفته و اشک روان ، صداى بنان…
میان ناله ى مرغ سحر چه باید گفت؟
رضا والی 

ادامه مطلب  

پائیز لجباز  

 
امروز اولین روز کاریه سمت جدیدم بودمجبور شدم واسه یه سری اصلاحات کاری اضافه کار بمونمسکوت اداره اذیت کننده بود. یهوویی نگام به بیرون افتاد از سر جام بلند شدماومدم کنار پنجره آسمان صورتشو با ابرای خاکستری آرایش کرده چقدر هنرمندانه آرایش غم انگیز زده هه پائیز اومده خوش سلیقه شده یه نگاهی به حوض جلوی ساختمان انداختم رقص بارون روی آب تند تند دایره های با عمر کوتاه ایجاد میکرد طفلکی دایره ها تا میومدند خوش رقصی کنند بعدی و بعدی از راه میرسید

ادامه مطلب  

دردیست غیر مردن کانرا دوا نباشد/مولانا  

انقدر جسته گریخته حرف زد تا بالاخره متوجه شدم یکی از عزیزانش فوت شده. عکسش رو نشونم داد و به گریه کردن ادامه داد. اون گریه کرد، من گریه کردم، هم دیگه رو بغل کردیم، یک روز رو به پایان رسوندیم، و حالا که میخوام بخوابم، متاسفانه چهره ش از جلوی چشمام کنار نمیره! دردناک ترین قسمت فکرای من دقیقا اونجاییه که از خودم میپرسم یه جوون توانا! با کلی امید و آرزو، به چه قیمتی مُرد؟ منِ واقع بینِ درونم که تسلیمِ قوانینِ طبیعته، با حرفای منطقی و قدرتمندانه ش،

ادامه مطلب  

:(تموم شد  

نمیدونم چجوری انقدر راحت اریا رو کنار گذاشتم...دیروز بهم پیام داد..التماس کرد..گفتم ن

ادامه مطلب  

روز نوشت  

یه سفر خوب برام پیش امده. به سمت شمال و جنگلهای راش. قلبم برای برگهای پاییزی جنگلهای شمال میتپه. ارزوم بود که تو فصل محبوبم پاییز برم شمال و ایتز کامینگ سون.
احساس امنیت خوبی دارم. ادمهای اضافی رو از زندگیم حذف کردم و در تلاش برای ساختن روابط حقیقی و پر معنیم اما یک چیز مهمه اینکه در کنار محافظت از خودمون و فاصله گرفتن از کسایی که روحمون رو آزار میدن یادمون نره لذت بردن از زندگی و تمام جنبه هاش حق ماست و هیچ فرصتی رو واسه لذت بردن از دست ندیم.
گا

ادامه مطلب  

422  

دیروز میدونست دلم بیرون میخواد میتونست بیاد دنبالم ولی بهونه اورد ظهرم که سر حرفش عصابمو خراب کرده بود باهاش حرف نمیزدم شبم اونطوری رید..ساعت یازده زنگ زده که مونا اومد پیشت؟گفتم نه.گفت عهه فکرکردم میاد اگه میدونستم میومدم دنبالت میرفتیم...اصلا حرف نمیزدم فقط گوش میدادم...فکرم جای دیگه بود گفت خوابت میاد؟گفتم اره.گفت قطع نکن گوشیو بخواب گذاشتم کنار سرم بدون هیچ حرفی خوابیدم یه ساعت بعدش ک تماس قطع شد با صدای بوقش پریدم گوشیو ورداشتم انداخت

ادامه مطلب  

ساعت هوشمند آنر واچ، ۹ آبان در کنار آنر مجیک 2 معرفی خواهد شد  

براساس اعلام هواوی، هفته‌ی آینده در کنار نسل دوم گوشی آنر مجیک، ساعت هوشمند آنر واچ نیز معرفی خواهد شد.
هواوی چندی پیش تأیید کرد که گوشی هوشمند آنر مجیک ۲ در روز چهارشنبه ۹ آبان ۱۳۹۷ (۳۱ اکتبر ۲۰۱۸) معرفی خواهد شد؛ اما این شرکت چینی به‌تازگی اعلام کرد که قصد دارد علاوه بر گوشی یادشده از محصول دیگری نیز رونمایی کند. بر همین اساس، ساعت هوشمند آنر واچ نیز هفته‌ی آینده در کنار نسل دوم آنر مجیک معرفی خواهد شد؛ اما پیش از خوشحالی بابت انتشار این خ

ادامه مطلب  

 

هیچ میدونید دقیقا 40روز بعد از مرگ آقا صیاد ، مادر پیرش هم دق کرد و مرد!
تنها مراقب و پرستار مادرش بود و پیرزن نتونست با غم مرگ پسرش کنار بیاد و اونم گذاشت و رفت!
این دنیا خیلی عجیب و غریبه....
آبان ماه تولد منه و من دقیقا 29 ساله میشم!
من موقع تولدم که میرسه اصلا خوشحال نیستم تازه غم ، دلم و میگیره!
دوستان گلم ازدواج چیز خیلی مهمیه! بیشتر دقت کنید مثلا اینکه یه دختر تا 30 سالگی
ازدواج نکرده باشه ، بهتر از اینه که ازدواج کرده باشه و طلاق گرفته باشه....
ر

ادامه مطلب  

گوشه کنارها  

چند روز پیش مادرم بهم یک انار کوچک داد و من هم گذاشتمش گوشه ی میز تحریرم کنار شمع هایم و آن مجسمه ام که ظاهرا قلک است و من هیچوقت درونش پول نریختم و کنار باقی خورده ریزها. راستش گوشه ی میزتحریرم متعلق به چیزهاییست که از آن من است و روی آنها مالکیت بخصوصی دارم و مثلا شبیه رژلبهایم نیست که خواهرم مدام برمیدارم و میزند و من ازین کارش خوشم نمی آید. وقتی گوشه ی میز را نگاه میکنم خیلی چیزهای نامربوط آنجاست ولی برنمیدارمشان. شاید چون حس میکنم ربع دایر

ادامه مطلب  

فصل عاشقی  

بهار و تابستون با تو گذشتن... پاییز داره شروع میشه، حال و هوای قشنگ و هوس انگیزش رو چند روزی قبل از اومدنش راهی کرده... وقتی تو هستی، وقتی تو کنارمی چقددرر همه چیز خالص تره... تجربه شروع پاییز، کنار تو، چیزی شبیه اولین تجربه هاست... 
حس حضور تو، حتی اگر نتونم بازو به بازو کنارت راه برم، حتی اگه نتونم سرم رو روی شونه های مردونه تو بذارم، بازم برام ارامش بخشه... امشب دیدمت و آرومم.. آرومم و بی تابم... میام بخوابم... صدا و بوی بارون و نبودن تو بی خوابم میک

ادامه مطلب  

بگو بگو  

این روزا وقتی به مصطفا می گم واسه فلان کار خوبت؛ فرشته مهربون جایزه گذاشته کنار، چشم های تیله ای اش پر از برق میشه می خنده. آویزون میشه و هی می گه بگو چی گذاشته کنار بگو!
وَجَواَّئِزَ السّآئِلینَ عِنْدَکَ مُوَفَّرَةٌ
 من فقط بلدم دستمو بلند کنم. حتی مثل مصطفا کار خوب در حد قد و قواره خودم انجام ندادم؛ ولی می گن اگه بپرسی، اگه گردن کج کنی، اگه بگی تو مهربون ترینی؛ بازم جایزه می ذاری کنار! حالا خدایا بگو جایزه ت چیه؟
***
* وسط خستگی های بچه داری و د

ادامه مطلب  

باز بسته  

و دوباره این منم؛ با یه ترس گنده از این که «نکنه وابسته شده باشم»!
دوستام برام مهم هستن؟ یعنی خب اگر یه روز بفهمم منافعم باهاشون در تضاده، من کنار می‌کشم به نفعشون یا مجبورشون می‌کنم به نفعم کنار بکشن؟ نمی‌دونم. (مثل همیشه! نمی‌دونم...)
نمی‌دونم 16personalities تا چه حد درست و معتبره. ولی جدّن... من الآن تیپ شخصیتی‌م پیکارگر و دیپلمات‌(در درجه‌ی دوم)ـه؟! غیر قابل باوره.
اوّل هر ترم خر می‌شم و درس‌های صبح زود رو برمی‌دارم به این بهونه که «قراره این

ادامه مطلب  

باز بسته  

و دوباره این منم؛ با یه ترس گنده از این که «نکنه وابسته شده باشم»!
دوستام برام مهم هستن؟ یعنی خب اگر یه روز بفهمم منافعم باهاشون در تضاده، من کنار می‌کشم به نفعشون یا مجبورشون می‌کنم به نفعم کنار بکشن؟ نمی‌دونم. (مثل همیشه! نمی‌دونم...)
نمی‌دونم 16personalities تا چه حد درست و معتبره. ولی جدّن... من الآن تیپ شخصیتی‌م پیکارگر و دیپلمات‌(در درجه‌ی دوم)ـه؟! غیر قابل باوره.
اوّل هر ترم خر می‌شم و درس‌های صبح زود رو برمی‌دارم به این بهونه که «قراره این

ادامه مطلب  

آشتی آشتی  

چندروز نبودم که از برطرف شدن سو تفاهم ها بگم.نبودنمم از خوشی زیاد بود.جوری سرحال شده بودم که داشتم پروووااااز میکردم.گفت اشتباه میکنم ووکلی توضیخ داد.گفت دوسم داره و دلتنگمه.منتها مدل ساسان جوریه که زیاد ابراز علاقه نمیکنه ولی رو همه حرفاش میتونی حساب کنی چون دروغ نمیگه.
کلی حرف زدیم و قرار بود همو ببینیم.منتها این خوشحالی من زیاد دووم نداشت چون ساسان نیست.میگه بعضی وقتها نمیتونه باشه.منم این دوریو نمیتونم تحمل کنم.بهشم گفتم با این وضعیت کن

ادامه مطلب  

تو حق نداری بعد از این دست مرا رها کنی  

 
نصف این دلتنگیام برا خوابایی که میبینم؛ ذهن خلاق و علافم جوری همه چیزو خوشگل کنار هم میچینه هرکی باشه دلش میخواد خب
تازه یه مدتی هست خواب وحشتناک ندیدم! یعنی داره اثر میکنه بعد از این همه سال؟
+تمام من برای تو؛ تویی که جان من شدی؛ ز عشق تو چه بیقرارم..

ادامه مطلب  

کودکی  

 یادمه دوران راهنمایی وقتی اغاز تحصیل مهر ماه که فرا می رسید پول کتابام داداش بزرگترم می داد٬همیشه مدیونشم٬امروز دوست عزیزم تماس گرفت و به من گفت می خواهد او و دوستانش قصد دارند لوازم تحریر بخرند و کودکان نیازمند هدیه بدهند.من با وجود اینکه پول شهریه دانشگام گذاشته بودم کنار از شنیدن این خبر خوشحال شدم ان هم به دو علت:اول انکه این دوست من مصداق یک روح فرشته خدایی است که به من زنگ زده بود و از انجام یک کار نیک اون هم در شرایط این تورم سرسام او

ادامه مطلب  

کاپشن قرمز :)  

باهمسر رفته بودیم بیرون یجا یه کاپشن چرم قرمز دید قیمتشم بالا بودوچون پرسپولیسیه خیلی خوشش اومد ولی من با رنگ قرمزش کنار نمیومدم همش میگفتم توچشمه میترسیدم چشمش بزنن

ادامه مطلب  

باید بارون بیاد یه روزی  

باید بارون بیاد یه روزیباید، من با تو، یک جایی با خونه های آجری با سردرهای قوسی، با درخت های تنومند و سالخورده و رنگارنگ، با کوچه هایی نه چندان باریک، با هم قرار بگذاریم.. باید برگهای زرد و درخشان و خیس از بارون از بالای سرمون آروم آروم روی زمین جا بگیرن، باید سینه مون رو پر کنیم از بوی نم و خاک... باید با تو دوید روی برگ های زرد و خاک خورده پاییزی که زیر نم نم بارون خیس خورده اند. باید با تو از رگبار بارون به سردر خونه ای پناه برد و چشمها رو بست و

ادامه مطلب  

چی میزنی خدایی؟  

 
اومده میگه :
چرا نباید مدارس ما مثل خارج دختر پسر کنار هم درس بخونن؟
چرا فرهنگ سازی نمی کنن که پسر ترس نداره؟
چرا نمیشه من هر جور دلم میخواد تو مدرسه حاضر شم؟
و...
 
 
همون فرد ، چند لحظه بعد...
 
جووون چه پسری ! دیدی چشماش رنگی بود؟!
 
(برق کش ساختمونو میگن)
 
 
:||||||||||
 
پ.ن.ترجیح میدم چیزی نگم..

ادامه مطلب  

خواسته...  

حالا که اینقدر همه چی رو غلتکه گفتم بگم لطفا یه خونه مثل اون خانوم ایرانیه که ساکن استرالیاست هم میخوام....
همون قدر پر نور....همون قدر غرق در گل...همون قدر مرتب...
پ.ن. انگار اون شبی که از رو تخت افتادم یه بخشیم هم افتاده تو تشت کنار تخت...امروز دیدم تشت دو شقه شده....چه زیبا...

ادامه مطلب  

سیبی با طعم بهشت  

و باز هم بهاری که عاشق شده
و تو با یک سبد چوبی دسته دار
توی باغ
گردو 
آلو 
خرمالو
انار ترک خورده ی شیرین
انگور های دانه درشت یاقوتی
و یک دسته گل افتابگردون
مگه میشه سیب سرخ رو از قلم انداخت
چیدن میوه
حسی که پر از لذته
کی میگه پاییز غم انگیزه؟
فقط یک باغ لازم داری و چند تا درخت 
انگور و ...
انگوری که تو نور مهتاب
توی هر دونش
برق زندگی رو میبینی
و انقدر درختها زیبا شدن 
که صبح میزنی بدل کوه
کوهای پوشیده شده از درختای آلو و انار وسیب و گردو
که ی رودخو

ادامه مطلب  

دانلود آهنگ ایهام به نام دریا  

آهنگ گروه ایهام به نام دریا
:.: کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸ :.:
.: with Lyrics :.
 
 شما دوستان میتونید در ادامه این آهنگ رو با کیفیت بالا دریافت کنید
« متن آهنگ »
      
امشب عجب آرامشی دارمباشی کنارم دلخوشی دارملیلا شو تا دلواپست باشممجنون شوم تنها کست باشمدر این هوای ناب بارانیاین ساحل و حالی که میدانیگیسو پریشان کن که بی تابم جهانم را برقصانی
دریا دریا بیا مرا ببین چه حالیم ای یار ای یار کنار تو همیشه عالیموای از عطر و بوی تو پیچ و تاب موی تو دریا دریادریا دریا

ادامه مطلب  

برق کاری آشپزخانه  

- یکی از اشتباهاتی که متاسفانه بعضا شاهد آن هستیم، تعبیه پریز برق در کنار ظرفشویی است. بعضا برخی در سیم کشی ساختمان، پریز برق را در کنار ظرفشویی تعبیه می کنند که این سبب ایجاد اتصال کوتاه به دلیل رطوبت شده و ممکن است حتی آتش سوزی را به بار آورد. به همین دلیل همواره تاکید داریم که سیم کشی ساختمان را به شکلی حرفه ای انجام داده و حتما آن را به افراد متخصص بسپارید.
۶- با توجه به این که پوشش آشپزخانه معمولا از جنس سرامیک است، جایگذاری پریز ها به سهول

ادامه مطلب  

شنیدی میگن هر چی سنگه مال پای لنگه  

واقعا درسته
هروقت هر اتفاقی میخواد بیفته همه با هم سرم خراب میشه
از طرفی کمر آقا پسر
حالا سیاتیک کمر مامان 
امروز آقا پسر دندون درد داشت فردا باید ببرمش برای جراحی دندون عقل
کلیه و کمر خودمم جواب کرده بود به کنار، حالا قلبم باهام کنار نمیاد، امروز چندین بار دچار حمله قلبی شدم و ضربان قلبم چنان بالا رفت گفتم دیگه وقتشه
میدونی خسته ام خسته از مشکلاتی که همیشه پی در پی سرم خراب شدن
من اصلا دیگه توان ندارم نه از نظر روحی و نه از نظر مالی
خسته شدم

ادامه مطلب  

 

جمعه ها
 آدم هوس میکند
 گوشی تلفن را بردارد و به عشقی که مدتهاست تعطیل شده زنگ بزند... 
احوالش را بپرسد
 و مطمئن شود که بدون او روزش خوش و روزگارش خوش تر است،
بعد بنشیند کنار تنهایی هایش، 
چای بریزد 
و با خیالت راحت حسرت بخورد ...
 
#فریبا_رضایی_مقدم

ادامه مطلب  

کدام جنس ریبون برای شما مناسب تر است؟  

 
چاپی که با استفاده از ریبون بدست می آید مسلما ماندگاری بیشتری در مقایسه با چاپ حرارت مستقیم یا بدون استفاده از ریبون دارد.لذا اگر کیفیت و ماندگاری چاپ امر مهمی برایتان تلقی میشود، تهیه ریبون الزامی است. در ادامه انواع ریبون ها شرح داده میشود:
 
ریبون وکس Wax : ریبون وکس ازران قیمت ترین در بین ریبون ها میباشد. ریبون وکس غالبا برای محیط های حمل و بسته بندی و همچنین برای چاپ بر روی تگ ها و لیبل ها درمحیط هایی مانند فروشگاه ها به کار می رود. ماندگا

ادامه مطلب  

کاج  

الان با میم اومدم تا بره کارای پایان نامه و تحقیقاتشو انجام بده. ازونجایی که اینجا خیلی سرسبز و قشنگه و آدم نوشتنش میاد نشستم رو یه بلوک کنار کاج و گلای خوشگلی که حسن اقا مسئول پرورششون هس. قبل نوشتن به میم گفتم تا تو باکتریها رو تزریق کنی من برم یه قدم بزنم. تو مسیر سه تا پسر بچه رو دیدم و هی نگاشون کردم و یاد تمشک جانم افتادم ک اگه پسر باشه مثه این

ادامه مطلب  

عاقبت به خیری ام آرزوست...  

یکی رفت و یکی آمد
یکی آمد که می ماند
یکی رفته که یاد او
به نیکویی می ماند
اگر رفتم ز این گردون
ز این دنیای چون زندون
اگر آیی به بالینم
کنار لوح سنگینم
نثار روح رنجورم
دهی یک فاتحه آیا؟
شوی شاکی ز هجرانم؟
کنی یادم ز خوبیها؟
ز دل گویی: خداوندا...
چه دلتنگم، بیامرزا...؟
اگر باشد چنین احوال
بسی شادم ز حال خود
که بودم آنچه او گفته
به آن خوبی که او خواهد

ادامه مطلب  

فقط یک لحظه فهمیدم که خیلی دوستت دارم  

بعد لازانیا رفتیم پارمیدا رو برسونیم.
تو مسیر برگشت یهو دلم هوای خونه ی قبلیمون رو کرد.
یه بار تو خواب دیدمش.
پشت پنجره به داخل نگاه کردم و دیدم دیوارها سفید هست و کلی پرده توری سبک و زیبا.
گفتم آرومتر برو کنار پارکینگ تا درختای توتم رو ببینم.
هی...
همچین آدم دل باریکی هستم من

ادامه مطلب  

ضعیف‌الاراده کسی است که با هر شکستی بینش او نیز عوض شود. (ادگار‌ آلن‌پو)  

آدم های بی اراده اجازه می دن که زندگی شون تصادفی پیش بره و هر شرایطی که در مسیر زندگی شون قرار می گیره باهاش کنار می یان و تسلیم اون شرایط می شن البته نه اینکه اینجور آدم ها هیچ وقت هیچ آرزویی نداشته باشن یا نخوان که آدم مصممی باشن بلکه چون خودشونو باور ندارن به سادگی بی خیال آرزوهاشون می شن. 

ادامه مطلب  

4025  

نیم ساعت کنار سرپرست وایساده بودیم سه تایی سمم بکم همو نگاه میکردیم و نمیدونستم چی معرفی کنم ینی میدونستم ولی نمیخواستم تا اینکه خودشون دوتا باهم حرف زدن:| خدایا میدونی من نمیتونم یه سری چیزارو به زبون بیارم تو این موقعیتا قرارم نده که اوناهم ناراحت نشن;/

ادامه مطلب  

چگونه دانش آموزان را به کتابخوانی ترغیب کنیم؟  

در مدارس زمان زیادی برای کتاب‌های درسی وجود دارد و همه ما می‌دانیم که مطالعه کتاب‌های غیر درسی در کنار کتب درسی باعث روشن‌تر شدن ذهن دانش آموزان و پرواز خیال آن‌ها می‌شود همچنین مطالعه کتاب‌های غیر درسی در بین دانش آموزان به پیشرفت آنها در درسهایشان کمک خواهد کرد.
سوال اصلی اینجاست که سهم مدرسه و مربیان در مطالعه بیشتر کتاب‌های غیر درسی در زمینه‌های مختلف چیست؟ در این گزارش چند نمونه از راه کار‌های مفید برای توسعه کتابخوانی در فضا

ادامه مطلب  

رنگینه  

پاییز و زمستان،هم قشنگی دارند و هم غم.از همان دوازده سال پیش، وقتی درد کشیدن،بیشترین ساعات شبانه روزم را به خودش اختصاص داد؛من یادگرفتم که این شش ماه را طوری بگذارنم که درد با سرعت کمتری جانم را بگیرد.هرهفته با پول تو جیبی هایم برای خودم انار می خریدم و همه ی روز همراه خودم یک ظرف پلاستیکی بزرگ و در دار پر از انار دانه شده، داشتم.توی بوی نارنگی عرق می شدم.چای سبز داغ و شکلات تلخ۷۶٪ می خوردم.یک پرتقال بزرگ تامسون را می گذاشتم کنار دستم و بویش م

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1